بود ، صاحب طبرسى آورده كه وجه اتصال آن بما قبل آنست كه چون ذكر قيامت و وعيد نمود پيغمبر خود را مخاطب ساخت به آنكه زبان خود را متحرك مساز تا در قرائت آن تعجيل كنى بلكه مكرر گردان قرائت آن را تا در قلوب ايشان مستقر شود كه ايشان غافلند از ادلهء هاديه و مشغول بحب دنيا پس احتياج داشته باشند بزيادتى تنبيه و تقرير ، از بلخى منقول است كه گفته آنچه اختيار منست آنست كه مراد حق سبحانه نه تلاوت قرآنست بلكه قرائت انسانست نامهء اعمال خود را در روز قيامت و آيهء سابق و لا حق شاهد اينمعنى است و حينئذ مراد به اين آيه تقريع عبد است و توبيخ او در حينى كه عجله در قرائت آن فايده به او نرساند پس معنى آنست كه زبان خود را حركت مده به آنچه خوانى از صحيفهء اعمال خود تا در آن تعجيل نمايى ، يعنى بتأنى قرائت آن كن و شتاب زدگى منماى تا حجت بر تو واضح شود چه ما جمع جميع اعمال تو كردهايم در آن و چون جامع آن مائيم پس تابع آن شو و به آن انقياد و استسلام نماى كه انكار تو در آن از دايرهء امكان خارجست و بر ماست بيان آن بانطاق جوارح تو اگر منكر آن شوى يا بر ماست بيان جزاء و سزاى اعمال تو ، از حسن مرويست كه معنى آنست كه بر ما است بيان آنچه تو را به آن اخبار كردهايم در دنيا يعنى در آخرت آن را محقق خواهيم ساخت و آن موعود به را بفعل خواهيم آورد .
( 20 ) -
* ( كَلَّا ) * اين ردع انسانست از اغترار بعاجل و عدم تدبر در قرآن كه مخبر آنست از امر آجل يعنى نه چنان است اى آدميان كه گمان بردهايد از عدم وقوع قيامت و عدم بعث و نشور و حساب در آن و به جهت آن تدبر و تفكر نميكنيد در قرآن * ( بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ ) * بلكه دوست ميداريد دنياى شتاب كننده سريع الزوال را .
( 21 ) - * ( وَتَذَرُونَ الآخِرَةَ ) * و دست باز ميداريد از كار آخرت كه باقيست و حال آنكه كار بر عكس ميبايد كرد ، و در كشاف آورده كه * ( كَلَّا ) * ردع رسول است از عادت عجلهء انسانيت و انكار نمودن او را بر آن و حث آن بر انابت ، و به جهت مبالغه در ردع مذكور در عقب آن فرموده كه بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ . فكانه قال بل انتم يا بنى آدم لأنكم خلقتم من عجل و طبعتم عليه تعجلون فى كل شيء و من ثم تحبون العاجلة و تذرون الاخرة ، پس تبيين حال مردمان مىكند در آخرت بقوله :
( 22 ) - * ( وُجُوه يَوْمَئِذٍ ) * رويهايى در آن روز يعني در قيامت * ( ناضِرَةٌ ) * تازه و تابان يا مسرور و شادان باشند مراد وجوه انبياء عليهم السّلام و اولياء و مؤمنانست كه حق سبحانه رويهاى ايشان را با نضارت و طراوت گرداند تا ملائكه و ساير خلقان به اين علامت بدانند كه ايشان فايزانند و مقربان
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 84
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٨٤