تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
به آنكه در ضمن اينعدد خاص حكم و مصالح مندرجست ، و متقين مىشدند در آنكه كسى كه يك فرشته را بر جميع مردمان مسلط ساخته است براى قبض ارواح ايشان و هيچكس نمىتواند با او مقاومت كند چه جاى آنكه بر او غالب شود قادر خواهد بود كه همه را به آتش دوزخ كشد ، حاصل كه حق سبحانه ميفرمايد كه ما زبانيه را به اين عدد معين و مقرر كرده‌ايم * ( لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ ) * تا بىگمان شوند آنان كه * ( أُوتُوا الْكِتابَ ) * داده شده‌اند كتاب تورية را يعنى كسب يقين كنند از آن بنبوت محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و بحقيت قرآن چه قرآن را يابند كه مصدق تورية است و موافق آن در اينقول و به جهت آن با يقين شوند در آنكه قرآن از نزد خداست و محمّد مصطفى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم امى است و كتاب ايشان را نخوانده و نشنيده و با وجود اين از آن خبر ميدهد * ( وَيَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * و بيفزايند آنان كه گرويده‌اند * ( إِيماناً ) * گرويدن را بسبب تصديق نمودن به اين هم چنان كه گرويده بودند به آنچه نازل گشته بود بر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم پس مراد بزيادتى ايمان زيادتى بحسب كميت باشد نه كيفيت و يا بسبب تصديق اهل كتاب به قرآن ايمان ايشان راسخ گردد و به حد كمال رسد و حينئذ مزيت ايمان بر حسب كيفيت باشد . * ( وَلا يَرْتابَ الَّذِينَ ) * و تا شك نياند آنان كه * ( أُوتُوا الْكِتابَ ) * داده شده‌اند تورية را و * ( الْمُؤْمِنُونَ ) * و شك نكنند گرويدگان از اهل اسلام در اين عدد ، اين تأكيد استيقان و زيادتى ايمانست چه اثبات يقين و نفى شك ابلغ و آكد است مر وصف ايشان را به سكون نفس و ثلج صدور و عدم آنچه عارض مستيقن مىشود از خلجان شبهه ، و اشعار بر تعريض حال كسانى كه ما عداى ايشانند از كفار كانه قال : و ليخالف حالهم حال الشاكين المرتابين من أهل النفاق و الكفر . * ( وَلِيَقُولَ الَّذِينَ ) * و تا گويند آنان كه * ( فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ) * در دلهاى ايشان بيمارى شك و نفاق باشد * ( وَالْكافِرُونَ ) * و تا گويند ناگرويدگان كه جازمند در تكذيب * ( ما ذا أَرادَ اللَّه ) * چه چيز خواسته است خداى * ( بِهذا ) * به اين عدد ( 1 ) معين * ( مَثَلًا ) * از روى مثل يا در حالتى كه مثل است و اين استعاره است از مثل مضروب كه آن موجب غرابت كلامست يعنى عددى كه مستغربست مانند استغراب مثل ، زبدهء معني آنست كه تخصيص اين عدد آنست كه اهل كفر و نفاق از روى عناد و انكار گويند كه خداى چه اراده كرده به اين عدد عجيب و چه غرض قصد نموده در آنكه نوزده زبانيه تعيين كرده كه عدد ناقص است نه بيست كه عدد تام است يعنى گويند كه اينسخن خدا نيست چه
هامش
( 1 ) صحيح نيست لام * ( وَلِيَقُولَ ) * را لام غرض بگيريم زيرا كه غرض اصلى از قرار دادن عدد خزنهء دوزخ بدين عدد ( نوزده ) آن نيست كه بگويند آنان كه در دلشان مرضست و آنان كه كافرند * ( ما ذا أَرادَ اللَّه بِهذا مَثَلًا ) * بلكه اين لام يا لام سببيت است و يا لام عاقبت .