تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
( 31 ) - * ( وَما جَعَلْنا ) * و ما نگرانيده‌ايم * ( أَصْحابَ النَّارِ ) * ملازمان و موكلان دوزخ را * ( إِلَّا مَلائِكَةً ) * مگر فرشتگان كه قوىترين خلقانند نه مردانى كه از جنس شما باشند تا با ايشان مقاومت توانيد كرد ، و در كشاف آورده كه حكمت در آنكه خزنه دوزخ ملائكه‌اند نه غير ايشان از جنس جن و انس كه ايشان خلاف جنس معذبين انس و جناند تا رأفت و رقت مجانست مانع تعذيب ايشان نشود و ايشان مستأنس و مستريح نگردند ، و ديگر آنكه ملائكه اقوم خلقاند به حق اللَّه و غضب و غيظ از براى او پس از تهاون مأمون باشند و نيز أشد و اقواى خلق خدايند در بأس و بطش ، و از عمرو بن دينار مرويست كه يكى از آنها ميتواند كه بيكدفعه اكثر از قبيله ربيعه و مضر بجهنم اندازد ، و از پيغمبر مرويست كه كان أعينهم البرق و كان أفواههم الصياصى و يجرون اشعارهم لاحدهم مثل قوة الثقلين يسوق أحدهم الامة و على رقبته جبل فيرمى بهم فى النار و يرمى بالجبل عليهم يعنى گوئيا چشمهاى ايشان برقست و دهنهاى ايشان مانند حصار و ميكشند مويهاى كافران را و به اين طريق ايشان را بدوزخ اندازند و هر يكى ايشان را قوت همهء آدميان و پريانست و يكى از آنها امتى را بدوزخ اندازد و كوهى از آتش بر گردن گيرد و بر سر ايشان اندازد و در روايت ديگر آمده كه خزنتها مالك ، و معه ثمانية عشر ، أعينهم كالبرق الخاطف ، و أنيابهم كالصياصى يخرج لهب النار من أفواههم ما بين منكبى أحدهم مسيره سنة و سعة كف احدهم مثل قبيلة ربيعة و مضر نزعت منهم الرحمة ، يرفع أحدهم سبعين ألفا فيرميهم حيث أراد من جهنم چشمهاى ايشان چون برق جهنده و انياب ايشان مانند حصارهاى بلند مستحكم پارهاى آتش از دهنهاى ايشان بيرون ميجهد و ميان دو دوش هر يك از ايشان مسافت يك ساله راهست و فراخى دست هر يك بمرتبه ايست كه مثل ربيعه و مضر فرا تواند گرفت و رحم از ايشان نزع كرده‌اند و هر يك از ايشان هفتاد هزار كافر را در هر گوشه دوزخ كه خواهد بيفكند ، و هر گاه كه قوت و صلابت و شدت هر يك از زبانيه به اين مرتبه باشد چگونه ابن كلده و غير او ايشان را دفع تواند كرد * ( وَما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ ) * و نگردانيده‌ايم عدد متوليان و موكلان دوزخ را * ( إِلَّا فِتْنَةً ) * مگر عددى اندك كه مقتضى فتنه باشد * ( لِلَّذِينَ كَفَرُوا ) * مر آن را كه كافر شدند ، تعبير از اثر بمؤثر به جهت تنبيه بر آنست كه اثر از مؤثر منفك نميشود ، و مراد بافتتان ايشان به آن استقلال ايشانست مر آن را و استهزاء و استبعاد ايشان در تولى اين عدد قليل و ناقص يعنى تا ايشان از غايت عناد و فرط طغيان چون استماع اين عدد خاص كنند به آن استهزاء كنند و استبعاد نمايند كه نوزده تن چگونه اكثر ثقلين را عذاب خواهند كرد و اگر چنانچه ايشان راه عناد را ميگذاشتند و با عقول خود مراجعت ميكردند هر آينه عالم مىشدند