تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
حاصل كه وليد پليد بعد از تأمل و تفكر روى باصحاب كرده . ( 24 ) - * ( فَقالَ ) * پس گفت به ايشان * ( إِنْ هذا ) * نيست اينكه محمّد ميگويد * ( إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ ) * مگر جادويى كه روايت كرده مىشود از سحرهء بابل كه ايشان از هاروت و ماروت فرا گرفته‌اند يعنى ساحران آن را به او تعليم ميدهند ( 25 ) - * ( إِنْ هذا ) * نيست اين * ( إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ ) * مگر سخن آدمى ، يعنى أبا فكيهه و حبر و يسار يا مسيلمه كه از ساحرانند نه آنكه اين از نزد خدا باشد ، و گويند ايثار به معنى اختيار است يعنى سحرى كه مردمان آن را اختيار ميكنند به جهت حلاوت آن در نفوس و بدانكه عدول از ثم به ( فا ) به جهت دلالتست بر آنكه چون قول مذكور در خاطر وليد خطور كرد به آن ناطق شد بدون توقف و تلبث در آن ، و چون جملهء أخيره نسبت به اولى جارى مجرى توكيد است از مؤكد از اين جهت بينهما حرف عطف واقع نشده . وليد ملعون به جهت عناد كلام الهى را بسحر اسناد كردند بر وجه اعتقاد چه بيقين ميدانست كه اگر قرآن سحر ميبود و از كلام بشر سحره را ممكن بودى كه مثل آن را بياورند و او را و غير او را كه متصف بفصاحت بودند قادر ميبودند بآوردن سوره اى مثل آن پس حق سبحانه تهديد او ميفرمايد كه : ( 26 ) - * ( سَأُصْلِيه سَقَرَ ) * اين بدلست از سَأُرْهِقُه صَعُوداً يعنى زود باشد كه در افكنم وليد را در سقر كه دركهء پنجم است از دوزخ . ( 27 ) - * ( وَما أَدْراكَ ما سَقَرُ ) * و چه چيز دانا گردانيد تو را كه چيست سقر ، اين از براى تنبيه است بر تفخيم و تهويل سقر و قوله تعالى : ( 28 ) - * ( لا تُبْقِي ) * بيان آنست يا حالست از * ( سَقَرُ ) * و عامل در آن معنى تعظيم است ، يعنى سقر آتشى است كه باقى نگذارد گوشت و پوست و عروق و اعصاب و عظام را بر هيچ دوزخى بلكه همه را بسوزاند و باز نو سازد حق سبحانه اجزاى او را * ( وَلا تَذَرُ ) * و دست باز ندارد ديگر بار تا نسوزد و بر همين منوال هميشه معذب باشد ، و گويند كه معنى * ( لا تُبْقِي وَلا تَذَرُ ) * اينست كه نه پوست را بگذارد و نه از گوشت دست باز دارد ، يا نه ظاهر را گذارد و نه باطن را ، يا نه عضوى را كه محل حياتست و نه آن را كه ذى حيات نيست ، و نزد بعضى ديگر * ( لا تَذَرُ ) * تأكيد * ( لا تُبْقِي ) * است براى بيان شدت عذاب . ( 29 ) - * ( لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ ) * آتشى بسيار سياه كننده مر پوست كافران را يا لايح و ظاهر براى ايشان كقوله تعالى لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ .