تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
آن باشد و اضافه از قبيل اضافه شيء بمفعول باشد و ضمير راجع بد ( يوم ) يعنى وعده دادن آن روز بود نيست و واقع شدنى . ( 19 ) - * ( إِنَّ هذِه ) * بدرستى كه اين آيتهاى ناطقه بمواعيد شديده * ( تَذْكِرَةٌ ) * پندى و عبرتى است * ( فَمَنْ شاءَ ) * پس بوسيله اين مواعظ هر كه خواهد از مكلفان * ( اتَّخَذَ ) * فرا گيرد * ( إِلى رَبِّه ) * بقرب پروردگار خود * ( سَبِيلًا ) * راهى يعنى سلوك نمايد بتقوى و خشيت كه موصل است بتقرب الهى ، آيه دالست بر آنكه افعال به اختيار عباد است ، بدانكه در صدر سوره سمت ذكر يافت كه بعد از نزول قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و اصحاب شبها برخاستندى و چون نصف و كمتر يا بيشتر از آن مشتبه بود از خوف آنكه محافظت قدر واجب مرعى نشده باشد تا بروز نماز گذاردندى و به جهت اين قدم مبارك آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ورم كردى و نحافت بر جسد همايونش غالب شد ، و چون منكران اين حال را از آن حضرت مشاهده كردند نداى ( اما هذا فقد شقى فى ربه ) در دادند حق سبحانه بعد از يك سال و بروايتى ده سال آن بار گران را از مؤمنان برداشته فرمود : ( 20 ) - * ( إِنَّ رَبَّكَ ) * بدرستى كه پروردگار تو * ( يَعْلَمُ ) * ميداند * ( أَنَّكَ تَقُومُ ) * آنكه تو برمىخيزى براى نماز * ( أَدْنى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ ) * كمتر از چهار دانك شب * ( وَنِصْفَه ) * و برمىگزيند - خيزى نيمهء شب * ( وَثُلُثَه ) * و سه يكى از آن ، اين مصداق آن خبر است كه در اول سوره گذشت از تخيير ميان نصف ليل بتمامه و ميان قيام ناقص از او كه ثلث است و ميان قيام زايد بر او كه آن ثلثين است و كسانى كه * ( نِصْفَه ) * بجر خوانده كه عطف باشد به * ( ثُلُثَيِ اللَّيْلِ ) * مصدق تخيير است ميان نصف كه آن أدنى از ثلثين است و ميان ثلث كه أدنى از نصف است و ميان ربع كه ادنى از ثلث است و قوله * ( وَطائِفَةٌ ) * عطف است بر ضمير مستتر در * ( تَقُومُ ) * يعنى برميخزند به همين دستور گروهى * ( مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ ) * از آنان كه با تواند از اصحاب تو استعاره فرمود * ( أَدْنى ) * را از براى اقل زيرا كه اقرب بشيء اقل بعد است به آن ، و حاكم ابو القاسم حسكانى باسناد خود از كلبى نقل نموده كه ابو صالح از ابن عباس روايت كرده كه مراد بقوله * ( وَطائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ ) * على عليه السّلام است و ابو ذر رحمه اللَّه * ( وَاللَّه يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ ) * و خداى اندازه مىكند شب و روز را يعنى مىداند مقادير ساعات آن را و علم وى محيط است به آن ، تقديم اسم جلاله و اسناد فعل مشعر بر حصر است يعنى مقادير ليل و نهار را كما هي نمىداند مگر او سبحانه و تعالى ، و مؤيد اينست قوله تعالى * ( عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوه ) * ضمير مفعول راجعست بمصدر * ( يُقَدِّرُ ) * كه آن تقدير است يعنى داند خداى آنكه شما هرگز نمىتوانيد شمرد و ضبط