تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
و انكار وقوع قيامت و غير آن * ( وَاهْجُرْهُمْ ) * و ببر از ايشان * ( هَجْراً جَمِيلًا ) * بريدنى نيكو يعنى در باطن با ايشان مجانبت نماى و بحسب ظاهر با ايشان مدارا كن و در مقام انتقام مباش و نصيحت از ايشان باز مگير ، اين امر است بتلطف باستدعاى ايشان ، و از ابو درداء مروى است كه مادر بدايت اسلام بطريق تلطف در روى مشركان مينگريستيم و بر روى ايشان خنده ميكرديم ليكن قلوب ما از خشم و غضب ايشان مملو بود و منتظر آن بوديم كه كى باشد كه بقتال ايشان مأمور شويم و چون آيه قتال نازل شد حكم اين آيه منسوخ شد ، و بدانكه آيه دليلست بر وجوب صبر و تحمل مشاق و اذيت مگر كسى را كه داعى مردمان باشد بدين حق و وجوب معاشرت او با مخالفان با حسن اخلاق و مدارا و رفق نمودن با ايشان تا باجابت اقرب باشد ، و مشعر است بر وجوب تقيهء اهل حق از اهل خلاف ، و بعد از امر بصبر و حسن معاشرت تهديد مشركان ميفرمايد بقوله : ( 11 ) - * ( وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ ) * و بگذار مرا با مكذبان * ( أُولِي النَّعْمَةِ ) * كه خداوندان تنعماند يعنى كار صناديد قريش با من گذار كه من كافى در جزاء دادن ايشانم تا باجابت اقرب باشد و فارق ساختن دل ترا از انديشهء ايشان پس غبار ملال بر دل خود راه مده * ( وَمَهِّلْهُمْ ) * و مهلت ده ايشان را * ( قَلِيلًا ) * مهلت دادنى اندك يا در زمان اندك يعنى عنقريب مكافات ايشان خواهيم داد و همه را بتيغ ظفر پيكر تو هلاك خواهيم ساخت و به عذاب جحيم و عقاب اليم خواهيم رسانيد ، و در بعضي تفاسير آمده كه ميان نزول اين آيه و حرب بدر و هلاكت اكابر عرب نبود مگر اندك زمانى بعد از آن بيان تعليل امر مذكور ميفرمايد بقوله : ( 12 ) - * ( إِنَّ لَدَيْنا ) * بدرستى كه نزديك ما است در آخرت براى دشمنان * ( أَنْكالًا ) * بندهاى گران و غلها از آتش نيران كه بدان مقيد شوند و هرگز از ايشان منفك نشود * ( وَجَحِيماً ) * و آتش بزرگ افروخته كه در آن بسوزند . ( 13 ) - * ( وَطَعاماً ذا غُصَّةٍ ) * و خوردنى با صفت گلو گرفتن كه در حلق ايشان گرفته شود نه فرو رود و نه بيرون آيد به جهت خشونت و شدت كراهت آن و آن ضريعست و زقوم و غسلين و غساق * ( وَعَذاباً أَلِيماً ) * و عذابى دردناك غير از اين عذابها كه كنه آن را نداند مگر خداى ، و چون عذابى چنين از براى ايشان مهيا ساخته‌ايم پس ايشان را به من گذار و دل خوش دار ، و در روايت آمده كه بعد از آنكه مشركان هزار سال فرياد الجوع الجوع كرده باشند اين طعام بدين صفت بديشان دهند و بعد از آنكه هزار سال ديگر فرياد العطش العطش نموده باشند زقوم بايشان خورانند ، در طبرسى از حمران بن اعين نقلكرده كه عبد اللَّه عمر گفت ان النبى سمع قاريا يقرأ هذه الاية فصعق پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم از قارى استماع اين آيه كرده بيهوش شد و بيفتاد ، آورده‌اند كه امير المؤمنين عليه السّلام وقتى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 50 | الملا فتح الله الكاشاني