درد دندان داشت و بيطاقت شد فرمود بار خدايا بيك پارهء استخوان اين همه درد ميتوانى آفريد پس عذاب إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَجَحِيماً در چه مرتبه خواهد بود ، از خليل بن حسان نقلست كه شبى نزد حسن بصري بودم و او روزه داشت و چون طعام نزد او آوردند اين آيه بخاطرش آمد روزه نگشاد و شب دوم و شب سيم نيز به همين دستور افطار نكرد اين خبر را بثابت بناني و يزيد ضبى و يحيى به كار رسانيدند ايشان بيامدند و مبالغهء بسيار كردند تا آنكه شربتى از سويق بياشاميد ، حاصل كه حق سبحانه و تعالى ميفرمايد كه اهل شرك و عصيان را به اين معذب سازيم :
( 14 ) - * ( يَوْمَ تَرْجُفُ الأَرْضُ ) * در روزى كه بلرزه در آيد زمين * ( وَالْجِبالُ ) * و بجنبد كوه ها * ( وَكانَتِ الْجِبالُ ) * و بگردند كوه هاى با عظمت در آن روز * ( كَثِيباً ) * مانند تلهاى ريك * ( مَهِيلًا ) * پراكنده از هيبت آن روز يعنى كوه ها سخت از امكنه خود زايل گردند چون ريك روان ، بدانكه * ( يَوْمَ ) * متعلقست به لَدَيْنا كه در معنى فعلست ، و كثيب فعيل است بمعنى مفعول مأخوذ از كثبت الشيء اذا جمعته و مهيل از هيل هيلا اذا نشر ، و بعد از بيان انواع عذاب تاكيد حجت مىكند بر اهل مكه و ميفرمايد :
( 15 ) - * ( إِنَّا أَرْسَلْنا ) * بدرستى كه ما فرستاديم * ( إِلَيْكُمْ ) * بسوى شما اى اهل مكه * ( رَسُولًا ) * پيغمبرى عظيم الشأن يعنى محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم * ( شاهِداً عَلَيْكُمْ ) * در حالتى كه گواه است بر افعال و اقوال شما يعنى در قيامت گواهى دهد بر آنكه چه كس از شما اجابت دعوت او كرده و كدام از او امتناع نموده * ( كَما أَرْسَلْنا ) * هم چنان كه فرستاديم * ( إِلى فِرْعَوْنَ رَسُولًا ) * بسوى فرعون فرستاده را يعنى موسى عليه السّلام .
( 16 ) - * ( فَعَصى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ ) * پس عاصى شد فرعون از آن پيغمبر و اجابت دعوت او نكرد * ( فَأَخَذْناه ) * پس گرفتيم او را * ( أَخْذاً وَبِيلًا ) * گرفتى گران و غليظ چه با وجود كثرت جنود وسعت ملك به آبش غرق كرديم و هنوز بقعر دريا نرسيده بود كه او را در آورديم ( 1 ) عدم تعيين رسول به جهت آنست كه غرضى متعلق نيست به آن زيرا كه مراد بيان ارسال رسولست و تكذيب فرعون و تبعهء او آن رسول را ، و وقوع عقوبت بر ايشان به جهت عصيان و طغيان ايشان و عدم اجابت قول او ، و تعيين آن ثانيا به جهت سبق ذكر آنست و معهوديت آن و تخصيص فرعون بذكر به جهت آن او پيشواى اهل ضلال بوده و مغوى ايشان از ايمان آوردن به حضرت ذو الجلال ، حاصل كه حق سبحانه در اين آيه تهديد مشركان مكه مىفرمايد و ميگويد كه ما فرعون را كه در حشمت و عظمت
هامش
( 1 ) هر چند الف و لام * ( الرَّسُولَ ) * از براى عهد و اشارتست به همان رسولى كه در آيه قبل مذكور است و مراد حضرت موسى عليه السلام است ولى تكرير لفظ رسول و تعريف رسول دوم بالف و لام اشاره به آنست كه عصيان فرعون حضرت موسى عليه السلام را از حيث رسالت آن حضرت بود و عصيان هر پيغمبرى از اين حيثيت مستلزم تكذيب رسالت آن پيغمبر است و هر كه تكذيب كند رسالت رسولى را مورد مؤاخذه و عقوبت سخت پروردگار واقع خواهد شد چنانچه فرعون را گرفتيم اخذا وبيلا .