تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
نداشت بلكه او و فرزند او با سوء حال هلاك شدند و مال حافظ او نشد و بحوادث روزگار متلاشى شد چنانچه به صحت پيوسته كه عتبه را در طريق شام شير از هم بدريد و پاره پاره كرد با آنكه او در ميان كاروان خفته بود و همه او را احاطه كرده تفصيل اينحكايت در اوراق سابقه سمت ذكر يافت و ابو لهب بعد از واقعهء بدر باندك مدتى به علت عدسه هلاك شد و عدسه بثور مخصوصه است كه از مادهء سميهء متعفنه حادث مىشود و وى تا سه روز افتاده بود به جهت تعفن هيچ كس به تجهيز او اقدام نمينمود تا آخر هندى چند را به مزد گرفتند تا آن لعين را دفن كردند ، پس آيه اخبار باشد از غيب كه مطابق مخبر عنه واقع شده ، و بدانكه * ( ما ) * در * ( ما كَسَبَ ) * مرفوع المحل است معطوف بر * ( مالُه ) * و * ( ما ) * موصوله است يعنى ( ما مكسوبه ) يا مصدريه يعنى كسبه و * ( ما أَغْنى ) * ميتواند بود كه ما استفهاميه باشد در معنى انكار و منصوب المحل نه * ( ما ) * نافيه و تقدير اينكه اى شىء أغنى ماله و ما كسب يعنى چه چيز را دفع كند از او مال و كسب او ، مراد آنست كه هرگز اموال و مسكوبات او هلاكت دنيا و عذاب دوزخ را از او دفع نكند . ( 3 ) - * ( سَيَصْلى ) * زود باشد كه در آيد * ( ناراً ذاتَ لَهَبٍ ) * به آتش خداوند لهب يعنى شعله زننده و درخشنده كه بر او مشتعل شود و مراد آتش دوزخ است و ذكر سين از براى وعيد است يعنى البته به آتش دوزخ معذب گردد اگر چه تراخى زمان شده باشد ، در اين آيه دلالتست بر صدق پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و بر صحت نبوت وى زيرا كه مخبر است به آنكه ابو لهب بر صفت كفر بميرد و آن چنان شد كه از آن خبر داده بود و قوله : ( 4 ) - * ( وَامْرَأَتُه ) * عطفست بر ضمير مستتر در سَيَصْلى و ترك تكرير بر ضمير به جهت فصلست يعنى زود بود كه در آيد به آتش دوزخ زن ابو لهب كه ام جميل بنت حربست خواهر ابو سفيان و او يك چشم بود در غايت دنائت و عداوت نسبت به حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله ، آورده‌اند كه در همسايگى حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم خانه داشت روزها پشتهاى خار و دستهاى خسك جمع كردى و بشب آوردى و بر سر راه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ريختى تا خارى در دامنش آويزد يا در پايش خلد و آن حضرت چون سحر به قصد نماز گذاردن در مسجد از خانه بيرون آمدى آنها را از سر راه برگرفتى و بر طريق ملايمت فرمودى كه اين چه نوع همسايگى است كه با من ميكنيد حق سبحانه به جهت اين او را بقول مذكوره وعيد نمود و بعد از آن به اين صفت مذمومه مذمت وى كرده فرمود * ( حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ) * يعنى بر دارندهء هيمه ، و كشندهء هيزم ، و نصب آن بر ذم و شتم است يعنى او را به اين صفت بد مذمت ميكنم و دشنام مىدهم ، و بنا بر آنكه مرفوع باشد هم چنان كه قرائت غير عاصم است يا خبر مبتداى محذوفست اى هي حمالة الحطب و يا صفت * ( امْرَأَتُه ) * و صاحب كشاف گفته كه من قرائت نصب را دوستتر دارم