تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
بودند و باندك چيزى كه موجب اهانت ايشان ميشد در غضب ميشدند ، و بدانكه ظرف خبر است و * ( حَبْلٌ ) * مبتدا و ميتواند بود كه ظرف در موضع حال باشد از حمالة الحطب و حبل مرفوع به آن و معنى اينكه امّ جميل كشندهء هيمهء است در حالتى كه در گردن او است ريسمانى از ليف خرما و مسد مشتق است از ( مسد إذا قتل من الحبال فتلا شديدا من ليف كان أو جلد أو غير هما و منه رجل ممسود الخلق اى مجدول الخلق و قويّه ) و گويند مراد به مسد آن ريسمانيست كه پشتهء خار و خاشاك مىكشيد و در سر راه پيغمبر مىريخت . از مقاتل نقلست كه مراد از اين آيه آنست كه بر طبق اينكه او رسن در گردن ميكرد و خار و هيمه مىكشيد روز قيامت بر سن آتشين پشتهاى خار و هيمه آتشين از شجرهء زقوم بر پشت وى بندند و او را عذاب كنند ، از ابن عباس و عروة بن زبير مرويست كه اين رسن زنجيرى باشد از آهن آتشين و درازى آن هفتاد گز آن را در دهنش كنند و از مقعدش بيرون آورند و باقى بر گردنش پيچند از مجاهد مرويست كه مسد رسنى است كه در ميان چرخ چاه كشند پس هم چنان كه آن احاطهء چرخ نموده اين ريسمان آتشين احاطهء او مىكند و گردن او را با همه اعضاء فرو گيرد ، سعيد بن مسيب فرمود ام جميل قلاده فاخر يعنى گردن بند قيمتى داشت از جواهر گفت اين را ميفروشم و بهاى آن را در عداوت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم خرج ميكنم حقتعالى در مقابل آن در دوزخ زنجير آتشين در گردن او بندد و به آن وى را عذاب كند پس جمله ظرفيه يا ترشيح است از براى مجاز يا از براى تصوير ام جميل است به صورت حطابهء كه حامل حزمه اى باشد و رابطه آن به گردن خود به جهت تحقير شأن او و يا بيان حال او در جهنم كه بر پشت او حزمه اى باشد از حطب جهنم كه بريسمان آتش آن را بر گردن خود بسته ، أسماء بنت ابى بكر روايت كرده كه چون اينسوره نازل شد ام جميل عوراء مذمت خود را شنيد بيطاقت شد و واويلا گويان و فريادكنان سنگى برداشت و روى به مسجد الحرام نهاد تا به پيغمبر زند و ميگفت
( مذمما ابينا و دينه قلينا
و أمره عصينا )
از محمّد بيزار شدم و دين او را دشمن گرفتم و امر او را نافرمانى كردم پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم با ابو بكر در مسجد نشسته بود چون ابو بكر ام جميل را بديد به اين حال گفت يا رسول اللَّه ( أنا أخاف أن تراك ) من ميترسم كه او ترا به بيند گفت لن ترانى او مرا هرگز نتواند ديد و بقرائت قرآن مشغول شد حق سبحانه رسول را از نظر ام جميل ملعونه مستور گردانيد و آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم اين آيه را تلاوت ميفرمود كه وَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً پس ام جميل نزد ابو بكر آمد و اصلا پيغمبر را نميديد گفت ( يا أبا بكر أخبرت أن صاحبك هجانى )