تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
نقل كرده از سعيد بن جبير كه ابن عباس فرمود كه چون آيهء وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ نازل شد حضرت سيد عالم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روزى بر كوه صفا بر آمد و ندا كرد يا صباحا و اينكلمه را در وقت نزول بليهء عظيمه چون قتل و غارت استعمال ميكنند رؤساى قريش كه اقارب و عشاير آن حضرت بودند همه از منازل خود بجانب وى مسارعت نمودند گفتند ( مالك ) چه مىشود ترا و چه واقع شده آن حضرت فرمود أ رأيتكم لو أخبرتكم أن العدو يسفح هذا الجبل مصبحكم أو ممسيكم أما كنتم مصدقى آيا اگر خبر دهم شما را كه در ما بين اين كوه جمعى از دشمنان آمده‌اند بداعيهء آنكه صباح يا شام بر سر شما تازند و دست بقتل و غارت بگشايند مرا در آن تصديق مىكنيد يا نه همه گفتند چرا تصديق نكنيم و تو بنزد ما بدروغ متهم نشده اى فرمود كه فانى لكم نذير مبين بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ چون ميدانيد كه من هرگز دروغ نگفته‌ام و هميشه راستگو بوده‌ام پس بدانيد كه من ترساننده‌ام شما را از عذاب جحيم و عقاب اليم پيش از آنكه واقع شود ابو لهب برخاست و گفت ( تبا لك أ لهذا دعوتنا جميعا ) هلاكت باد ترا براى اين همه ما را خواندى ، و روايتى است كه بهر دو دست سنگى برداشت و خواست كه بر آن حضرت اندازد همان حال حضرت ذو الجلال اينسوره فرو فرستاد كه : ( 1 ) - * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ ) * خاسر و هالك باد هر دو دست ابى لهب كه سنگ برداشته خواست كه بحبيب من زند ، و اين مشتقست از تباب كه بمعنى خسرانيست كه مؤدى به هلاكت باشد و گويند مراد همهء بدن اوست كقوله تعالى لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ و ما قَدَّمَتْ يَداه و اسناد فعل بيدين به جهت آنست كه اكثر عمل به يد است پس معنى آنست كه نفس او هلاك و نابود باد بوقوع آن در آتش جحيم و كشيدن عذاب اليم يا مراد دنيا و آخرتست يعنى نابود باد دنيا و عقباى او يا خالى باد هر دو دست او از خيرات ، و وى عم پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بود پسر عبد المطلب و عبد العزى نام داشت و ترك ذكر اسم و ايراد كنيه با آنكه تكنيه مستلزم تكرمه است به جهت اشتهار ويست بكنيه نه باسم و يا به جهت استنكار بذكر اسم او كه آن عبد العزى است ، و يا آنكه اشاره باشد به آنكه چون او اصحاب نار است پس كنيت موافقست به حال او و ذكر به اين عنوان اليق به او است از ذكر اسم . و ديگر آنكه تا اينمجابس ذات لهب باشد ، و گويند تكنيه وى به اين اسم به جهت تلهب وجه وى بوده چه اشراق روى وى بحيثيتى بود كه چون شعلهء آتش ميدرخشيد ، و مىتواند بود كه ذكر وى بطريق كنيت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 385 | الملا فتح الله الكاشاني