تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
و نزد عكرمه مراد بكوثر نبوتست كه صيت آن به اطراف عالم رسيده ( 1 ) و نزد حسن قرآنست ، و ابو بكر بن عياش گفته كه كثرت امت و اشياع آن حضرت است ، و نزد جمعى ديگر كثرت ذكر او است در زمين و آسمان يا كثرت معجزات يا كثرت علم و عمل و در تأويلات كاشفى مذكور است كه كوثر كثرت معرفتست در توحيد و شهود وحدت در عين كثرت و اين نهريست در بوستان معرفت كه هر كه از او سيراب شد ابدا از تشنگى جهالت ايمن است و اين معنى خاصهء حضرت رسالتست و كمّل اولياء امت او و شبهه اى نيست كه كوثر بمعنى خير كثير است پس شامل جميع اقوال مذكوره باشد و حينئذ آن را بر عموم خود گذاشتن اولى و احرى مينمايد ، خلاصه معنى آنست كه حق سبحانه بحبيب خود خطاب مستطاب ميفرمايد كه چون ما خير بسيار در دنيا و آخرت به تو كرامت فرموده‌ايم و تو را سرافراز دنيا و عقبى گردانيده به رسالت و خاتميت و وفور معرفت و كثرت ذريت و بسيارى امت و مزيد رفعت و مرتبت و نهايت قرب و منزلت و اعطاى شفاعت و غير آن از انواع نعم دنيا و آخرت . ( 2 ) - * ( فَصَلِّ ) * پس نماز بگذار * ( لِرَبِّكَ ) * براى پروردگار خود يعنى اقدام كن در آن خالص از براى رضاى وى بر خلاف ساهى از آن و مرائى در آن به جهت اداى شكر گذارى بر كثرت نعم او بر تو چه نماز جامع اقسام شكر است * ( وَانْحَرْ ) * و قربان كن شتر را كه خيار اموال عرب است و تصدق نما آن را بر محاويج براى رضاى وى تعالى و قرب به رحمت او بخلاف مشركان كه اهل احتياج را از آن منع ميكنند و ماعون را از ايشان باز ميدارند يا براى بتان شتر را قربان ميكنند اين سوره در مقابله سوره متقدمه است يعنى نقيض سلوك اهل شرك و عناد را اختيار كن ، از عطيه و سعيد ابن جبير و مجاهد مرويست كه مراد صلوة فجر است در مزدلفه و نحر بدنه يعنى در منى ، و نزد قتاده و عطا نماز عيد است بقرينه نحر يعنى نماز عيد بگذار و ذبح هدى و اضحيه كن ، از انس روايتست كه در بدايت اسلام رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم اول نحر كردى و بعد از آن نماز گذاردى حقتعالى در اينسوره فرمود كه اول نماز كن و بعد از آن نحر كن ، و نزد بعضى اينسوره بروز حديبيه آمد كه رسول را از حج خانه كعبه منع كردند جبرئيل عليه السّلام آمد و اينسوره آورد و گفت همانجا نماز كن و قربان نما ، و بعضى گفته‌اند كه معنى آنست كه نماز مكتوبه را اداء كن و بنحر خود مستقبل قبله شو . يقول العرب منازلنا تتناحر اى هذا ينحر هذا يعنى يستقبله ، و قال الشاعر :
هامش
( 1 ) تفاسيرى كه براى كوثر كرده‌اند مانند علم و عمل و نبوت و شريعت و قرآن و ذريهء طيبة و امثال ذلك منافات ندارد با تفسير بحوض يا نهر كوثر نه بدانجهت كه دانشمند معاصر گويد : كه اين نظير تجسم اعمالست و مثلا شريعت در آخرت به صورت جوى كوثر مجسم ميگردد چه اين سخن غلط و بىپايه است بلكه بدين سبب كه لفظ كوثر بمعنى خير كثير است و اين مفهوم كلى بر جميع معانى مذكوره صدق مينمايد .