تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
دنيا هلاك نشود و چون بميرد مأمور شود به داخل شد بهشت و در وقت دخول حق سبحانه و تعالى به او خطاب كند كه أبحتك جنتى فاسكن منه منها حيث شئت و هويت لا ممنوع و لا مدفوع عنه يعنى مباح گردانيدم بهشت خود را براى تو پس در آن ساكن شو هر جا كه خواهى و آرزو و كنى كه هيچ ممنوع و مدفوع نيستى از آن . و بدان كه چون حق سبحانه ختم سورة البينة نمود ببيان حال مؤمنان و كافران افتتاح اين سوره فرمود ببيان وقت آن و فرمود : ( 1 ) - * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِذا زُلْزِلَتِ الأَرْضُ ) * چون جنبانيده شود زمين * ( زِلْزالَها ) * جنبيدن وى كه مقدر است نزديك نفخهء اولى يا ثانيه ، و اضافهء آن بضمير جهت آنست كه تا شامل جميع زمين باشد ( 1 ) و جامع همه زلزال يا آنكه مفيد اين معنى باشد كه جنبانيدنى كه زمين مستوجب آن باشد در حكمت و مشيت إلهى و آن جنبانيدن سخت باشد كه مثل آن متصور نبوده و نحوه قولك أكرم التقى اكرامه و اهن الفاسق اهانته يعنى اهانت و اكرام كن بتقى و فاسق كه ايشان مستوجب آن باشند . ( 2 ) - * ( وَأَخْرَجَتِ الأَرْضُ ) * و چون بيرون آورد زمين * ( أَثْقالَها ) * بارهاى گران خود را كه اجساد اموات و دفاين و كنوز است ، يعنى او را از درون خود بيرون اندازد . و اثقال جمع ثقل است كه آن متاع بيت است كقوله تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ مراد از اخراج اموات زنده گردانيدن آنها است براى حساب و جزاء و فايدهء اخراج دفاين و كنوز و اظهار آن تحسر عصات است در وقتى كه نظر به آن كنند زيرا كه ايشان بسبب آن در خداى عاصى شده‌اند و بعد از آن آن را وا گذاشته و از نفع آن محروم گشته و ديگر آنكه تا جباه و وجوه و ظهور ايشان را به آن داغ كنند . ( 3 ) - * ( وَقالَ الإِنْسانُ ) * و گويد آدمى نزد اينحال يعنى كافر كه منكر بعث است و گفته‌اند كه مراد از آن عام است يعنى همهء آدميان بعد از مشاهدهء اينحال كه تزلزل أرض است و إخراج اثقال از روى تعجب گويند كه * ( ما لَها ) * چيست مر زمين را كه همه متزلزل شده و پوشيده هاى
هامش
( 1 ) زلزله هايى كه در دنيا اتفاق ميافتد در جزئى از اجزاء زمين رخ داده و همه اجزاء زمين را فرا نميگيرد و نيز اين زلزله ها هر چند در نظر مردم شديد و عظيم و موجب خرابى و ويرانى و هلاكت نفوس انسانى و حيوانى گردد ولى نسبت بشدت و عظمت زلزلهء قيامت ناچيز و همچون قطره است نسبت به دريا و بدين مناسبت فرموده * ( زِلْزالَها ) * يعنى آن زلزله اى كه مخصوص به خود آن روز است و مانند آن را احدى در دنيا نديده است .