خود را آشكارا مىكند ، و قول اول أصح است چه كافران به جهت عدم تصديق ببعث چون اين امر فظيع ببينند قايل اين قول شوند چنان كه گويند مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا و اما مؤمنان اين را نگويند بلكه گويند هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ .
( 4 ) - * ( يَوْمَئِذٍ ) * آن روز * ( تُحَدِّثُ ) * سخن گويد زمين بزبانحال و اصح آنست كه حق سبحانه قوت تكلم در او ايجاد فرمايد هم چنان كه در شجرهء موسى عليه السّلام تا در سخن در آيد و گويد * ( أَخْبارَها ) * خبرهاى خود را يعنى خبر دهد كه اين جنبيدن و بيرون آوردن مدفونات بسبب چيست ، يا خبر دهد از عملهاى هر يك از مكلفان كه بر بالاى آن كرده باشند از خير و شر ( 1 ) و ثانى اشهر قولين است و مصدق آنست اينكه در حديث آمده كه حضرت رسالت باصحاب گفت
أ تدرون ما اخبارها
آيا ميدانيد كه خبرهاى زمين چه باشد گفتند نه يا رسول اللَّه فرمود كه
ان تشهد على كل عبد و امة بما عمل كل على ظهرها ، يقول عمل كذا و كذا يوم كذا و كذا فهذا اخبارها
يعنى اخبار زمين آنست كه گواهى دهد بر هر مردى و زنى به آنچه عمل كرده باشند بر بالاى آن و گويد كه فلان و فلان عمل چنان و چنين كردند و در روز چنين و چنين پس اخبار زمين اين باشد و عبد اللَّه ابن صعصعه از پدر خود نقل كرده كه من در حجرهء ابو سعيد خدرى بودم مرا گفت كه چون بانك نماز گويى در صحرا آواز بلند كن كه من از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم شنيدم كه ميفرمود
لا يسمعه جن و لا إنس و لا حجر و لا مدر الا يشهد له
يعنى هيچ جن و انس و حجر و مدر نشنوند آن را الا كه بر صدق تو گواهى دهد و راوى خبر گويد كه ابو اميه را ديدم كه در مسجد الحرام كه در هر بقعه نماز ميكرد گفتم چرا چنين ميكنى گفت تا همه زمين در روز قيامت گواهى دهند و اين آيه را تلاوت كرد كه * ( يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها ) * و بدانكه * ( يَوْمَئِذٍ ) * بدل إِذا است و ناصب هر دو * ( تُحَدِّثُ ) * و ميتواند بود كه نصب إِذا بمضمر باشد كه آن اذكر است يا مثل آن و نصب يومئذ بتحدث و مفعول اول تحدث محذوفست و تقدير اينست كه تحدث الخلق اخبارها و چون مقصود ذكر تحديث ارض است باخبار به جهت تعظيم آن روز از اين جهت مفعول اول محذوف شده و قوله :
( 5 ) - * ( بِأَنَّ رَبَّكَ ) * متعلقست به تُحَدِّثُ يعنى سخن گويد زمين بسبب آنكه پروردگار
هامش
( 1 ) و هم اقوى القولين زيرا كه حقتعالى در اين آيات كريمه در مقام انذار و تخويف بندگانست و بلا شبهه بنا بر تفسير دوم بمراتب بيشتر موجب إنذار و تخويف خواهد شد و بايد دانست كه حديث كردن و خبر دادن زمين از اعمالى كه بر روى آن از هر كس صادر گشته ظاهر آيه دلالت مىكند كه بلسان مقال است نه بلسان حال و نيز دلالت مىكند بر آنكه زمين اكنون هم داراى حيات و شعور است و آنچه را كه در دنيا ادراك كرده در آن روز گواهى ميدهد و نيز ظاهر آنست كه لفظ * ( تُحَدِّثُ ) * در معنى حقيقى خود استعمال شده نه در معنى مجازى چه اگر معنى تحديث زمين را چنين بنداريم كه خداى تعالى در آن ايجاد نطق و كلام مىكند پس در حقيقت متكلم و محدث خداوند است و اسناد تحديث به زمين مجاز خواهد بود و حمل لفظ بر معنى حقيقى اولى است از معنى مجازى و نطق جماد هم محال نيست بلكه علاوه بر امكان كرارا صورت وقوع نيز پيدا كرده مانند تكلم سنگريزه بدست مبارك رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و غير ذلك .