و لا تظنن بربّك ظنّ سوء
فإن اللَّه أولى بالجميل
فإنّ العسر يتبعه يسار
و قول اللَّه أصدق كلّ قول
انتهى كلام الطبرسى .
و ابى عباس فرمود كه در بعضى اسفار حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بر شترى سوار بود و مرا رديف خود گردانيد مرا گفت يا غلام گفتم لبيك يا رسول اللَّه فرمود
احفظ اللَّه تجد أمامك تعرف الى اللَّه فى الرخاء يعرفك فى الشدة
خدا را نگاه دار تا او را نزد خود يا بى با خدا آشنا شو در آسانى تا با تو آشنا گردد در دشوارى ، و بدانكه نصرت با صبر است و فرح با غم و دشوارى به آسانى ، و بدانكه چون حق سبحانه تعديد نعم سابقه نمود بر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و وعده مستقبله پس به جهت ترغيب وى بر شكر و اجتهاد در عبادت و رنج كشيدن بطاعت فرمود كه :
( 7 ) - * ( فَإِذا فَرَغْتَ ) * پس چون فارغ شوى از تبليغ رسالت * ( فَانْصَبْ ) * پس رنج كش در مراسم عبادت يا چون از نماز فارغ گردى جهد كن در دعا يا چون از گذاردن احكام فراغت يا بى به استغفار او زار امت مشغول شو يا چون از نوعى عبادت بپردازى شروع كن در نوعى ديگر از آن يعنى بايد كه هميشه مشغول عبادت باشى و در هيچ وقتى از اوقات از مشقت طاعت فارغ نباشى و براحت و بطالت نگذرانى ، و زهرى گفته كه چون از فرايض نماز فارغ شوى بعد از تشهد دعا كن براى حوائج دنيويه و اخرويه خود و ساير اهل ايمان ، و از صادق عليه السّلام نيز مرويست كه مراد بنصب اجتهاد است در دعا بعد از نماز در حين جلوس ، و از ابن عباس روايتست كه چون از فرايض بپردازى پس متحمل مشقت شو در قيام ليل ، و جبائى و مجاهد بر آنند كه چون از امور دنيويه فارغشوى رنج كش از براى عبادت پروردگار خود ، و ابن عباس فرموده كه چون از فرايض فارغ گردى نصب كن خود را در اعمالى كه حق سبحانه ترا به آن ترغيب فرموده ، و حسن گفته كه چون از وضو فارغ شوى در عبادت اجتهاد نماى ، و گويند كه چون از جهاد اعداء فراغت يا بى بجهاد نفس خود اجتهاد نماى يا چون از اداى رسالت بپردازى منتصب شو براى طلب شفاعت امت ، و على بن طلحه را از اين آيه سؤال كردند گفت اقوال در اينجا بسيار است و من شنيدهام از طريق صحيحه كه معنى آنست كه چون صحت بدن و فراغت ترا حاصل شود آن صحت و فراغت را در مشقت عباد صرف كن و دال بر قول اخير است اينكه مرويست كه شريح به دو مرد بگذشت كه كشتى ميگرفتند گفت ( ليس بهذا أمر الفارغ ) فارغ را به اين امر نكردهاند چه حق سبحانه فرموده * ( فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ) * و شعبى نيز مردى را ديد كه از روى عبث سنگى را از جاى خود برميداشت گفت ( ليس بهذا امر الفارغ ) و شبهه اى نيست در آن كه نشستن مرد از روى فراغت و عدم شغل او بامرى يا اشتغال او به چيزى كه در او فايده دنيوى