سوره مكيست و نزول آن قبل از اعلاى كلمه اسلام است زيرا كه چون حق سبحانه وى را بشارت داد بوعده اعلاء دين او بر ساير اديان و غالبيت او بر دشمنان پس اين واضع ثقل غم او بود به آنچه به او رسيد از اذيت قوم و مبدل عسر او بيسر چه وعدهء حق سبحانه حقست و لفظ ( وضع ) اگر چه به صيغه ماضى است اما بمعنى مستقبل است كقوله : وَنادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ . وَنادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ و نظاير اين بسيار است ، و نزد بعضى ديگر معنى آن است كه ما برگرفتيم بار گناهان امت تو را بآمرزش ايشان و دل تو را از غم و اندوه فارغ گردانيديم .
( 4 ) - * ( وَرَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ ) * و برداشتيم براى اظهار قدرت تو ذكر تو را بنبوت و رسالت و خاتميت يا به آنكه نام تو را قرين نام خود ساختيم در أذان و اقامه و تشهد و خطبه تا مرا ياد نكنند مگر آنكه تو را در عقب آن ياد كنند و گويند ( أشهد أن لا إله إلا اللَّه و أشهد أن محمدا رسول اللَّه ) و ابى سعيد خدرى از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت كرده كه جبرئيل عليه السّلام در اين آيه مرا گفت
قال اللَّه عز و جل اذا ذكرت معى ذكرت
حق تعالى فرمود كه هر گاه كه من مذكور شوم تو با من مذكور شوى و حسان بن ثابت در اين معنى گفته :
أغرّ عليه للنّبوّة خاتم
من اللَّه مشهور يلوح و يشهد
و ضمّ الإله اسم النّبي إلى اسمه
إذا قال في الخمس المؤذّن أشهد
و شقّ له من اسمه ليجلَّه
فذو العرش محمود و هذا محمّد
يا خود اينكه بر تو صلوات فرستاديم و بندگان را امر كرديم بدرود دادن بر تو يا طاعت و رضاى خود را در طاعت و رضاى تو گردانيديم كه وَاللَّه وَرَسُولُه أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوه . وَمَنْ يُطِعِ اللَّه وَرَسُولَه . و أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ يا تو را نبى اللَّه و رسول اللَّه ملقب گردانيديم ، يا نام رفيع تو را در كتب سابقه مذكور ساختيم يا از جميع انبياء و امت اخذ ميثاق كرديم تا به تو ايمان آرند و تصديق نمايند يا در قيامت ترا شافع بندگان گردانيديم و مقدم و پيشواى خلق اولين و آخرين ساختيم ، ذو النون مصرى فرموده كه رفعت ذكر اشاره به آنست كه همهء انبياء بر حوالى عرش جولان مينمودند و طاير همت آن حضرت بر بالاى عرش پرواز ميكرد ، و بدانكه ايراد زيادتى * ( لَكَ ) * به آن كه بدون ذكر آن معنى مستقل بود به جهت ابهامست قبل از ايضاح تا مفيد مبالغه باشد ، آوردهاند كه مشركان تعيير رسول و مؤمنان ميكردند به فقر وفاقه و آن حضرت به جهت اين متوهم بود كه مبادا مسلمانان از اسلام رغبت بگردانند حق سبحانه جلايل نعمت خود را كه بر او عطا فرموده بود تذكير