تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
امام حسن عسكرى عليه السّلام مذكور است كه انه روى عن ابى بصير عن ابى عبد اللَّه الحسين عليه السّلام انه قال المراد بالشمس النبى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و بالقمر على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه يعنى مراد بآفتاب حضرت رسالتست كه لمعات نور هدايت او تمام عالم را منور ساخته و مراد بقمر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است كه كسب نور از آن حضرت نموده و من جميع الوجوه تالى و تابع او شد . و نيز مرويست از موافق و مخالف كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود كه انا كالشمس و على كالقمر . ( 3 ) - * ( وَالنَّهارِ ) * و سوگند بروز * ( إِذا جَلَّاها ) * چون جلا دهد و ظاهر و روشن گرداند آفتاب را در وقت انبساط خود چه آفتاب در اينوقت نيك منجلى مىشود و بنهايت انجلا ميرسد و جرم آن ظهور و بروز تمام مييابد ، و گويند ضمير راجعست به دنيا يا ارض يا ظلمات يعنى چون روشن سازد دنيا يا زمين را يا بزدايد ظلمت را ، و بنا بر اينوجوه اخيره عدم ذكر مرجع به جهت ظهور علم است . ( 4 ) - * ( وَاللَّيْلِ ) * و سوگند بشب * ( إِذا يَغْشاها ) * چون بپوشاند آفتاب را يعنى روشنى او را مستور سازد پا پوشيده گرداند و فرو گيرد آفاق عالم را و يا زمين را و حينئذ كنايهء غير مذكوره بر طريق سابقست ، و بدانكه و او قسم مستلزم طرح فعل قسم است و عدم ابراز به آن در استعمال بخلاف ( باء ) چه به آن ابراز فعل و اضمار آن هر دو جايز است پس و او مذكوره قائم مقام فعل و ( باء ) باشد و ساد مسد هر دو و واوات عاطفه مذكوره چون كه نايب مناب اين و اواند صلاحيت آن دارند كه عوامل واقع شوند و عمل فعل و حرف جر كنند معا مانند ضرب زيد عمرا و بكر خالدا كه و او در اينجا هم رافعست و هم ناصب به جهت آنكه قايم مقام ضربست كه عامل هر دو است بدون عطف بر دو عامل مختلف بناء على ذلك اشكالى در نصب * ( إِذا ) * لازم نيايد و نرسد كسى را كه گويد واوات مذكوره خالى از آن نيست كه واوات عاطفه‌اند كه منصوب و مجرور كرده‌اند پس آن از قبيل عطف باشد بر معمولين دو عامل مختلف مانند مررت امس بزيد و اليوم عمرو و يا واوات قسميه‌اند و اين مستكره است باتفاق خليل و سيبويه زيرا كه محتاجند به حرف عطف . ( 5 ) - * ( وَالسَّماءِ ) * و سوگند به آسمان * ( وَما بَناها ) * و كسى كه او را بنا كرد بقدرت تامهء خود ، ايثار * ( ما ) * بر ( من ) به جهت ارادهء معنى وصفيه است كانه قيل و السماء و الشيء القادر العظيم الذى بناها و چون بناى آن دال است بر او سبحانه و كمال قدرت او از اين جهت است كه آن را بذكر مخصوص ساخته چه مشعر بر معنى وصفيت است و فى كلامهم سبحان ما سخر كن لنا و سبحان ما سبحت له اى من سخر و من سبحت و مثل قول مذكور است در معنى وصفيت و دلالت قوله : ( 6 ) - * ( وَالأَرْضِ وَما طَحاها ) * .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 258 | الملا فتح الله الكاشاني