( 5 ) - * ( فَالْمُلْقِياتِ ) * پس به فرشتگان كه افكنندگانند بپيغمبران * ( ذِكْراً ) * وحى را يا بآيات ( 1 ) قرآنى كه القاى ذكر حق ميكنند در ميان عالميان ، يا ببادهايى كه سبب ذكر ميشوند چه مشاهدهء هبوب موجب ذكر حق است و استدلال بر آن بر قدرت حق ، يا بنفوس كامله كه افكنندهء ذكراند در قلوب بندگان .
( 6 ) - * ( عُذْراً ) * به جهت عذر محقان صواب كار * ( أَوْ نُذْراً ) * يا بيم كردن مبطلان تبه روزگار يعنى القاى ذكر به جهت آنست كه اهل حق اعتذار جويند به خدا بتوبه و استغفار در وقت مشاهده نعماى الهي و تفكر در آلاى پادشاهى و دلايل قدرت وى كما هى و يا به جهت تخويف مبطلانست كه تعقل نميكنند و در آيات او تفكر نمينمايند ، و بدانكه عذر مصدر عذر است كه بمعنى محا الاساءة است ، و نذر مصدر انذار است كه بمعنى خوف است و ميتواند بود كه عذر جمع عذير باشد بمعنى معذرت و نذر جمع نذير باشد بمعنى انذار ، و حفص به سكون عذر و نذر خوانده كه مخفف عذر و نذر است بضم ذال و بر هر تقدير نصب آنها بر عليت است و يا بدل ذكر است و احتمال دارد كه عذر و نذر بمعنى عاذرين و منذرين باشند و نصب آن بر حاليت است ، حاصل كه حق سبحانه بامور مذكوره قسم ياد ميفرمايد بر اينكه :
( 7 ) - * ( إِنَّما تُوعَدُونَ ) * جز اين نيست كه آنچه وعده داده مىشويد بدان از آمدن قيامت و آنچه متعلق است بدان از ثواب و عقاب * ( لَواقِعٌ ) * هر آينه بوقوع آينده است و ظاهر شونده آن گه بيان علامات وقوع آن ميفرمايد بقوله :
( 8 ) - * ( فَإِذَا النُّجُومُ ) * پس آن گاه كه ستارگان * ( طُمِسَتْ ) * محو و زايل شوند از اماكن خود كقوله : وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ يا نور ايشان از آنها نزع نموده شوند پس
هامش
( 1 ) علامهء طبرسى ( ره ) در مجمع از ابو حمزهء ثمالى روايت كرده كه مراد از * ( وَالْمُرْسَلاتِ عُرْفاً ) * و هم * ( وَالنَّاشِراتِ نَشْراً ) * فرشتگانند و بمقتضاى ظواهر اين آيات اولى آنست كه اتحاد سياق را رعايت كرده و موصوف سائر صفات مذكوره در آيات را نيز ملائكه بدانيم لكن هر صفتى كه با واو عاطفه بر صفت ديگرى معطوفست مشعر است بر تعدد موصوف و هر صفتى كه با فاء عاطفه معطوفست دليلست بر اتحاد موصوف و تفريع اين صفت بر صفت ديگر پس در اين آيات شريفه تنها لفظ * ( وَالنَّاشِراتِ ) * است كه عطف شده با واو عاطفه بر * ( وَالْمُرْسَلاتِ ) * و اشاره است به آنكه فرشتگانى كه نشر كنندگان شرايع و احكام پروردگارند در زمين غير از ملائكه مرسلاتند ( فرشتگانى كه فرستاده شدگانند پى در پى از براى تدبير امور عالم ) آن گاه صفت ديگرى را با حرف فاء براى مرسلات ذكر فرموده كه * ( فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً ) * يعنى همان ملائكهء مرسلات مانند رياح عاصفه بشدت جهنده و تند روندگانند از براى امتثال اوامر الهى و انجام وظائف مقرره سپس دو صفت نيز براى ملائكه ناشرات ذكر فرموده و با فاء عاطفه تعبير فرموده است كه * ( فَالْفارِقاتِ فَرْقاً فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً ) * يعنى همان ملائكه ناشرات جدا كنندگان حقند از باطل و هم القاء كنندگان وحيند بانبياء و مرسلين ( و اللَّه اعلم بمراده ) .