و تعالى رفع حجاب نمود از پيش چشم او و سرادق عرش به نظر او در آمد و ذلك قوله تعالى نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ - الاية قنديلى بزرگ از قناديل عرش را ديد گفت
ما هذا القنديل
اين چه قنديلى است خطاب رسيد كه
هذا فيه روح حبيبى محمّد
در او روح دوست منست محمّد كه خاتم انبياء است گفت اين قنديل ديگر كه نزديك آنست چيست ندا آمد كه
فيه روح حجتى على بن ابى طالب
در او روح حجت من على بن ابى طالب است ، گفت كه اين قنديل ديگر كه نزديك اين است چيست ؟ خطاب آمد كه
فيه روح فاطمة بنت محمّد و زوجة على
در او روح فاطمهء زهراء است دختر سيد انبياء محمّد مصطفى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و زوجه خير اوصياء على مرتضى ، گفت اين دو قنديل ديگر چيست ندا آمد كه
هذان فيهما أرواح الحسن و الحسين
در آنها روح حسن و حسين است كه اولاد كرام ايشانند گفت اين نه قنديل ديگر چيست خطاب آمد كه
فيها أرواح التسع من ذريتهما
در او روحهاى نه گانهء فرزندان محمّد و علىاند گفت
ما هذه القناديل المشبكة التي لا يعلم عددها غيرك
چيست اين قنديلهاى پيوسته به يكديگر كه عدد آن را غير از تو نميداند ندا رسيد كه
فيها ارواح عبادى الصالحين من شيعة علي
اين ارواح بندگان شايستهء مناند كه از شيعيان على ابن ابى طالباند گفت
يا رب اجعلنى من شيعة علي
بار خدايا مرا از شيعهء على گردان و ذلك قوله وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِه لإِبْراهِيمَ و از امير المؤمنين عليه السّلام منقولست كه ميفرمودند
احب من دنياكم ثلاث إكرام الضيف ، و الضرب بالسيف ، و الصوم بالصيف
از دنياى شما سه چيز دوست دارم شرائط حرمت مهمان مرعى داشتن ، و شمشير زدن ، و روزه در تابستان داشتن و چون حق سبحانه بضماير صدور و نيات قلوب اهل البيت عليهم السّلام عالم بود كه اطعام ايشان بمسكين و يتيم و اسير ابتغاء لوجه اللَّه بود نه به جهت سمعه و ريا و توقع مكافات كه منقص اجر است از اين جهت بزبانحال ايشان فرمود كه :
( 9 ) - * ( إِنَّما نُطْعِمُكُمْ ) * جز اين نيست كه مىخورانيم شما را اى اهل استحقاق اينطعامها را * ( لِوَجْه اللَّه ) * براى طلب رضاى خدا و مىتواند كه * ( إِنَّما نُطْعِمُكُمْ ) * مقول قول محذوف باشد بر ارادهء لسان مقال نه لسان حال يعنى گفتند ايشان در حين اطعام كه ما طعام بشما مىدهيم به جهت رضاى پروردگار * ( لا نُرِيدُ مِنْكُمْ ) * نمىخواهيم از شما * ( جَزاءً ) * پاداشى و مكافاتى بر آن * ( وَلا شُكُوراً ) * و نه شكر گذارى بر آنچه در احسان منت نهادن و توقع جزاء كردن ثواب را بكاهاند بلكه اطعام ما بشما به جهت اين است كه :
( 10 ) -
* ( إِنَّا نَخافُ ) * بدرستى كه ما مىترسيم * ( مِنْ رَبِّنا ) * از پروردگار خود * ( يَوْماً عَبُوساً ) * در روزى ترش يعنى از عذاب روزى كه رويهاى مردم در او ترش گردد به جهت شدت اهوال آن ، يا روزى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٠٤