است كه حضرت منان بما ارزانى داشته * ( ما لَه ) * نيست مر آن را * ( مِنْ نَفادٍ ) * هيچ انقطاعى و زوالى و در اكثر تفاسير مذكور است كه اين مقول قول اهل بهشت نيست بلكه كلام او سبحانه است كه از روى امتنان ذكر نموده و معنى آنست كه اين نعم بهشت روزى ما است كه بلطف محض و محض لطف ببندگان خود عطا فرموديم و اصلا آن را فنا و زوال نيست بلكه هر چند اهل بهشت آن را تناول نمايند فى الفور خلق نمائيم ، و چون او سبحانه احوال اهل بهشت و آنچه از براى ايشان مهيا ساخته از ثواب جزيل و نعم جليل بيان نموده فرمود كه :
55 - * ( هذا ) * يعنى اين نوع كلام احوال اهل بهشت است يا حال اهل بهشت اينست ، و بعد از آن حالات اهل دوزخ را بيان مىكند و ميفرمايد كه * ( وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ ) * و بدرستى كه مر نافرمان را * ( لَشَرَّ مَآبٍ ) * هر آينه بدترين بازگشتن است يعنى بازگشتن بد است كه آن ، 56 - * ( جَهَنَّمَ ) * دوزخ است * ( يَصْلَوْنَها ) * در حالتى كه در آيند در آن و آتش را بستر و فراش ايشان گردانند * ( فَبِئْسَ الْمِهادُ ) * پس بد فراشى و آرامگاهيست دوزخ .
57 - * ( هذا ) * اين عذاب را * ( فَلْيَذُوقُوه ) * پس كه بايد بچشند اهل طغيان آن را و ميتواند بود كه هذا خبر مبتدا محذوف باشد يعنى عذاب اينست پس بايد كه آن را بچشند و جايز است كه * ( هذا ) * مبتدا باشد و خبر او * ( حَمِيمٌ ) * يعنى آنعذاب آبگرم است در نهايت حرارت كه چون نزد لب آورند روى را بسوزاند چون بخورند رودها پاره پاره گردد و بنا بر اين * ( فَلْيَذُوقُوه ) * خبر بعد از خبر باشد و تقدير كلام آنكه هذا حميم فليذوقوه و بر تقدير اول و دوم حميم خبر مبتداء محذوفست و تقدير اينكه هو حميم يعنى آنعذاب آبيست در نهايت گرمى * ( وَغَسَّاقٌ ) * و چرك سخت گنديده كه از پوست و گوشت دوزخيان و از فروج زانيان سيلان كند و آن را جمع كرده بر ايشان خورانند و اين قول قتاده است و آن مشتق است از غسقت العين اى سالت و گويند مشتق است از غسق كه بمعنى سواد است و ظلمت يعنى آن ريم منتن در نهايت سياهى و تيرگى باشد ، و مقاتل از ابن عباس نقلكرده كه غساق زمهرير است كه دوزخيان را بشدت برودت بسوزد چنان كه حميم كه بسورت حرارت ميسوزاند ، و از كعب الاحبار مرويست كه غساق چشمه ايست در جهنم كه از نيش حيّات و عقارب دوزخ سيلان كرده و سدى بر آنست كه آن آب چشم دوزخيانست ، و گويند كه اين نوعى از عذابست به غير از حق سبحانه كسى ديگر علم به آن ندارد ، و در روايت واقع شده كه شدت نتن غساق بمرتبه ايست كه اگر از آن قطره اى در مشرق باشد اهل مغرب از نتن آن متنفر شوند و اگر در مغرب باشد اهل مشرق از آن منزجر گردند اين يك نوع عذابيست .
58 - * ( وَآخَرُ ) * و عذاب ديگر مر ايشان راست كه در شدت فظاعت * ( مِنْ شَكْلِه ) * از مثل
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٦٤