* ( مَعَهُمْ ) * و مانند ايشان را با ايشان ، يعنى اولاد او را دو برابر آنكه بودند به او كرامت نموديم و در احاديث وارد گشته كه حق سبحانه اهل و مال او را مضاعف گردانيد يعنى بعوض يك زن دو زن و يك فرزند دو فرزند و يك مال دو مال به او عطا كرديم ، و از امام جعفر صادق عليه السّلام منقولست كه حق سبحانه اولاد ايوب را آنچه پيش از امتحان مرده بودند و آنچه در اثناى ابتلا فوت شده بودند همه را زنده گردانيد و با ضعف آن به او عطا فرمود ، پس خلاصه معنى آنست كه همه اولاد او را كه قبل از صحت او فوت شده بودند به او عطا فرموديم * ( رَحْمَةً مِنَّا ) * به جهت بخششى كه فايض شد از ما * ( وَذِكْرى ) * و به جهت ياد گرفتن و پند گرفتن * ( لأُولِي الأَلْبابِ ) * مر خداوندان عقول يعني تا حسن عاقبت صبر را نظر كرده در مصائب و نوائب طريق صبر پيش گيرند و قدم در راه شكيبايى نهند و بوسيلهء آن بمنزلت نزهت فزاى فرج و فرح رسند چه فرح بصبر باز بسته و ابواب فرج بمفتاح صبر گشوده گشته ، و در روايت واقع شده كه ايوب بعد از رفع سقم و انعام نعم هفت روز امت خود را اطعام فرمود و ايشان را بوظائف شكرگزارى و حمد حضرت بارى امر نمود ، آوردهاند كه در زمان مرض ايوب عليه السّلام زوجهء اولياى بنت يعقوب يا رحمهء بنت ابراهيم بن يوسف عليه السّلام بمهمى رفته بود و دير آمد ايوب سوگند خورده بود كه وقتى كه عافيت يابد او را صد چوب بزند ، و طبرسى گفته كه به جهت قول منكرى كه از او صادر شده بود اين سوگند خورد چون صبح صحت از افق رحمت طلوع نمود و ايوب به حالت تندرستى و جوانى باز آمد خواست كه سوگند خود را راست كند تا حانث نشود امّا چون كه او را بسيار دوست ميداشت به جهت آنكه در ايام بيمارى او آنچه قاعدهء خدمتكارى بود بجاى آورده بود و دقيقه اى فرو گذاشت نكرده بود اين امر بر او دشوار مى - نمود حق سبحانه تحليل سوگند او نموده بآسانترين وجهى كه خطاب به او فرمود كه :
44 - * ( وَخُذْ بِيَدِكَ ) * و بگير بدست خود * ( ضِغْثاً ) * دستهء اذخر يا از حشايش خشك شده يا از شاخهاى باريك كه بعدد صد باشد * ( فَاضْرِبْ بِه ) * پس بزن زن خود را به آن دستهء گياه يك بار * ( وَلا تَحْنَثْ ) * و حانث و بزه مند مشو در سوگند خود يعنى مخالفت سوگند مكن . از ابن عباس منقولست كه سبب سوگند آن بود كه ابليس به صورت طبيب خود را بزن او نمود و او مداوي ايوب را از او طلبيد ابليس گفت مداواى او را ميكنم به شرط آنكه چون به شود گويد كه من شفا به او دادهام نه غير من ، زن او قبول اين معنى نموده اين كلام را بعرض حضرت ايوب رسانيد ايوب در غضب شد و سوگند خورد كه او را صد چوب بزند ، و گويند كه شيطان او را گفت كه مرا سجده كن تا مال و اولاد شما را بشما رسانم و او قصد اينمعنى نمود اما فى الفور از آن استغفار نمود و صورت حال را بايوب گفت ايوب سوگند خورد كه به صد چوب او را حدّ بزند ، عياشى باسناد خود روايت كند كه عيار مكى گفت روزى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 60
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٦٠