دراز شد و خداى تعالى هرگز بر تو رحم نخواهد كرد و گويند كه اهل و ولد و مال و حشم او را به ياد او ميداد و به جهت مذلت و تضجر او ميگفت كه چگونه اينهمه صنوف نعم و فوائد عظيمه از تو زايل شد و صعوبت و بليت و اشتداد محنت به تو باقى ماند ، قتاده گفت كه ايوب با وجود اين همه محن و مرض اصلا از آن شكايت نكرد بلكه شكايت او به جهت آن بود كه شيطان مردمان را اغواء و اضلال ميكرد و بايشان ميگفت كه اگر در ايوب طريق رشد و صواب بودى به اين بلا و سقم مبتلا نشدى و نعم او به نقم بدل نگشتي و جميع مردمان را از صحبت او تنفير مىنمود و زن او را وسوسهء ميداد و او را از خدمت او منع ميكرد و چون كار ايوب به اين مرتبه رسيد به حق سبحانه استعانت كرد و دفع شر شيطان و اضلال او را به حضرت ذو الجلال رفع نمود .
و بدانكه جايز نيست كه مرض انبياء بر وجهى باشد كه موجب تنفر مردمان شود و سبب استعذار ايشان چنان كه در سورة الانبياء بقلم تحرير درآمد بلكه امتحان انبياء در امراض غير منفّره است و در فقر وفاقه و ذهاب اهل و مال ، از حضرت جعفر صادق عليه السّلام منقولست كه ايوب عليه السّلام هفت سال در زندان بلا و امتحان محبوس شد و در اين مدت اصلا شكايتى از اين ممر از او صادر نشد و چون ابليس درصدد آن شد كه نوعى نمايد كه از او شكايتى از مرض و محن ظاهر شود ايوب شكايت او را بعرض رسانيد و كفايت شر او را بكشف بلا استدعا نمود تير دعاى او بهدف اجابت رسيد بواسطهء جبرئيل به او خطاب آمد كه :
42 - * ( ارْكُضْ بِرِجْلِكَ ) * بزن پاى خود را به زمين ايوب بفرمودهء روح الامين پاى مبارك بر زمين زد دو چشمه از زير قدم وى فرو جوشيد يكى گرم ديگرى سرد و گويند كه پاى راست بر زمين زد آب گرم بيرون آمد چون پاى چپ بر زمين زد آب سرد جوشيد جبرئيل فرمود كه اى ايوب * ( هذا ) * اين چشمهء گرم * ( مُغْتَسَلٌ ) * جاى غسل كردن است ، ابن قتيبه و جماعتى ديگر بر ايناند كه مراد از مغتسل مغتسل به است يعنى اين آبيست كه به آن غسل كنند و چشمهء ديگر * ( بارِدٌ وَشَرابٌ ) * آبى است سرد و آشاميدنى ، پس ايوب در چشمهء آب گرم غسل فرمود و جميع امراض ظاهرى از او محو شد و از چشمهء سرد بياشاميد همه علل باطنى زايل گشت . و قول اكثر آنست كه چشمه يكى بود ليكن بوقت خوردن سرد بود و بوقت غسل كردن گرم بعد از آنكه بدن او را از جميع امراض پاك ساختيم .
43 - * ( وَوَهَبْنا لَه ) * و ببخشيديم مر او را و عطا فرموديم * ( أَهْلَه ) * كسان او را يعنى بدل ايشان را و اكثر بر آنند كه مراد از * ( وَهَبْنا ) * أحيينا است يعنى فرزندان او را زنده گردانيديم * ( وَمِثْلَهُمْ
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٥٩