تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
پيغمبر ، پس آنچه مقتضى ظاهر قرآنست اعتقاد ميبايد كرد و شبهه اى نيست كه در قرآن غير آن نيست كه جسدى بر كرسى او انداختند بر سبيل فتنه كه آن اخبار و امتحان است مثل قوله تعالى الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فحينئذ القاى جسد را حمل مىبايد كرد بر يكى از روايات سابقه كه متضمن ترك مندوبست ، و حاصل كلام آنست كه چون سليمان ترك مندوب كرد از روى نياز بدرگاه بىنياز توجه كرد و زبان بمناجات گشود . 35 - * ( قالَ ) * گفت * ( رَبِّ اغْفِرْ لِي ) * اى پروردگار من بيامرز مرا در آنچه از من صادر شد از ترك مندوب * ( وَهَبْ لِي مُلْكاً ) * و ببخش مرا پادشاهى را كه * ( لا يَنْبَغِي ) * نسزد و نشايد * ( لأَحَدٍ ) * مر يكى را * ( مِنْ بَعْدِي ) * پس از من تا چنين ملك معجز من بود * ( إِنَّكَ ) * بدرستى كه تو * ( أَنْتَ الْوَهَّابُ ) * تويى بخشنده كه هر چه خواهى دهى ، تقديم استغفار بر استيهاب به جهت مزيد اهتمام او است بامر دين و وجوب تقديم آنچه دعا را به حد اجابت رساند ، و در تنزيه الانبياء آورده كه قول * ( وَهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ) * مقتضى شح و ضنت و منافست وى نيست زيرا كه ممكن است كه او سبحانه اعلام سليمان نموده باشد كه اگر سؤال ملكى كند كه غير او را نباشد نسبت به امور دينيه اصلح باشد و سبب كثرت طاعات و عبادات عباد شود و اگر غير از اين سؤال كند اجابت ننمايد به جهت عدم مصلحت دينى ، و ديگر آنكه اگر بالفرض شخصى از مادر دعاى خود به اين شرط تصريح نمايد و بگويد كه ( اللهم اجعلنى اكثر اهل زمانى ما لا اذا علمت ان ذلك اصلح لى ) اين دعا بر وجه جميل خواهد بود و داعى او ببخل و ضنت منسوب نخواهد شد و هر گاه كه راه شرط گشوده شد پس محتمل است كه بدون اذن او سبحانه سليمان اين دعا كرده باشد به قصد شرط چه به آن ناطق نشده باشد ، و ميتواند بود كه التماس ملك به جهت آيهء نبوت او بوده باشد چنان كه مذكور شد و قول * ( لا يَنْبَغِي لأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ) * مراد مردمانى باشند كه بايشان مبعوث گشته نه آنكه مراد از آن ساير انبياء و غيرهم باشند تا روز قيامت و نظير اينست آنكه شخصى گويد كه ( أنا اطيعك ثم لا أطيع أحدا بعدك ) مراد آنست كه من اطاعت احدى نميكنم كه سواى تو باشد نه كه مراد زمان مستقبل بود ، و احتمال دارد كه مراد ملك آخرت باشد و ثواب جنت يعنى ببخش به من پادشاهى آخرت و ثواب بهشت پس معنى قول * ( لا يَنْبَغِي لأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ) * آنست كه هيچكس استحقاق آن نداشته باشد بعد از وصول من به آن يعنى صحيح نباشد كه در آن روز او عملى كند كه بسبب آن مستحق اين مرتبه باشد به جهت انقطاع تكليف * ( رَبِّ اغْفِرْ لِي ) * كه از احكام آخرت است مقوى اين معنى است و محتمل است كه سليمان التماس معجزه نموده باشد كه مختص به او بوده باشد هم چنان كه موسى مختص