تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
الانبياء و بعضى ديگر از اهل تفسير ذكر آن نمودند اول آنكه اوريا بن حيان زنى را خطبه كرد و نزديك به آن رسيد كه با وى عقد كند اولياء زن را با وى نزاعى واقع شد و بواسطهء آن بوى ندادند داود عليه السّلام بعد از امتناع ايشان از اين معنى خطبه فرمود و اولياى زن بواسطه پادشاهى و پيغمبرى خطبه او را قبول كردند و وى را نود و نه زن بود آن را نيز بحباله خود درآورد و اوريا از استماع اين قضيه مغموم شد ، و چون كه طريق ندب مقتضى آن بود كه داود رفع آن نزاع كرده اولياء را بقبول خطبه اوريا راضى سازد و او ترك اين مندوب نموده از براى خود خطبه فرمود حق سبحانه جهت تنبيه او بر اين امر دو فرشته را به صورت دو مرد مخاصم پيش او فرستاد بر وجهى كه مذكور خواهد شد ، دوم آنكه اهل زمان داود عليه السّلام را جايز بود كه بالتماس برادر از سر زن خود بگذرند و طلاق دهند تا او به آن متزوج شود و اين صورت عادت مواخات و طريقهء مودت و مصادقت ايشان بود ، و در روايت واقع شده به همين طريقه انصار با مهاجر مواسات ميكردند و چون داود آوازه حسن و جمال زن اوريا شنيده بود از او التماس طلاق نمود او زن را طلاق داد داود او را عقد كرد و از او سليمان عليه السّلام بوجود آمد چون طريق ندب مقتضى آن بود كه داود به جهت عظم منزلت و ارتفاع مرتبت و رفعت شأن و كثرت نساء از اوريا كه يك زن بيش نداشت التماس طلاق نكند از اين سبب حق سبحانه بر سبيل تنبيه او دو فرشته فرستاد و ايشان بيامدند و دستورى خواستند جواب گفت كه امروز روز عبادتست روز ديگر بيائيد ايشان بازگشتند و از راه بام بيامدند و گويند كه از سوراخ محراب داخل شدند و حق سبحانه حبيب خود را به جهت صيانت نفس از ترك مندوب از اين قصه خبر ميدهد و ميگويد كه : 21 - * ( وَهَلْ أَتاكَ ) * و آيا آمد به تو * ( نَبَأُ الْخَصْمِ ) * خبر آن گروه كه خصومت كننده بودند * ( إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ ) * در وقتى كه در بالا رفتند بر سور غرفه يعنى بر ديوار بلند بالا خانهء كه معبد او بود ، و بدانكه ظرف نميتواند بود كه منصوب به * ( أَتاكَ ) * باشد زيرا كه اتيان نبأ برسول در عهد آن حضرت بود نه در عهد داود و به * ( نَبَأُ ) * نيز ممتنع است زيرا كه نبأ واقع در عهد داود صحيح نيست اتيان آن برسول و اگر مراد بنبإ قصه باشد ناصب نخواهد بود پس منصوب بمحذوف باشد و تقدير آنكه هل اتيك نبأ تحاكم الخصم زيرا كه آن در معنى فعل است و * ( إِذْ ) * ثانيه كه بعد از اين مذكور خواهد شد بدل اذ اول يا ظرف است ، و بدانكه ايراد استفهام به جهت تعجب و تشويق است باستماع قصه داود و تنبيه بر موضع اختلال او ، و خصم در اصل لغت مصدر است و لهذا اطلاق آن بر واحد و جمع جايز است چون لفظ ضعيف در آيه هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ الْمُكْرَمِينَ و ذكر جمع با اينكه ايشان دو فرشته بودند به جهت آنست كه با هر يك از ايشان گروهى فرشته