تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
همان سنگ را ديد كه از نوبت اول بيشتر قطرها ميريخت فرمود كه اى سنگ چون ايمن شدى اين گريه از چيست جواب داد كه اول ميگريستم از خوف عقوبت و حالا ميگريم از شادى امن و سلامت و ما را بر اين درگاه جز گريستن كارى نيست حاصل كه حق سبحانه ميفرمايد كه ما كوه ها را مسخر فرمان داود كرديم تا با وى به تسبيح و تنزيه ما اشتغال نمايند . 19 - * ( وَالطَّيْرَ ) * و نيز مسخر كرديم مرغان را * ( مَحْشُورَةً ) * در حالتى كه جمع كرده شده بودند نزد وى وصف زده بر بالاى سر وى و بموافقت او بتسبيح ما مشغول ميشدند ، و عدم مراعات مطابقه حالين به جهت آنست كه تسبيح جبال از روى تجدد و تدريج بود پس مناسب آن جملهء فعليه باشد و حشر چون كه فعل او سبحانه است پس مناسب آنست كه بصيغهء فعل واقع نشود زيرا كه اين صورت دلالت او بر كمال قدرت بيشتر است از آنكه بر سبيل تدريج باشد چه او خلق اشياء بلفظ لكِنْ مىكند پس ارادهء او كه تعلق بحشر طيور ميگرفت فى الحال محشور مىشدند نه آنكه بر سبيل تدريج مجتمع ميگشتند و چون كه موافقت تسبيح دلالت بر مداومت آن نمىكند از اين جهت بجملهء اسميه كه دالست بر استمرار و دوام تأكيد آن كرده فرمود كه * ( كُلٌّ ) * هر يك از كوه ها و مرغان * ( لَه ) * مر داود را يعنى مر تسبيح او را * ( أَوَّابٌ ) * بازگردنده بودند ، يعنى در هر محلى كه داود بتسبيح ما لب ميگشود همه جبال و طيور رجوع به او كرده تسبيح ميكردند يا بازگرداننده آوازهاى خود را با وى به تسبيح يا هر گاه داود بايشان امر بتسبيح مينمود اطاعت امر او ميكردند و بمأمور او رجوع مينمودند و وضع اوّاب در موضع مسبح يا به جهت ترجيح تسبيح ايشان است و تكرار آن و يا به جهت كثرت رجوع ايشان است بامر الهى و طلب مرضات او كه آن بسيارى ذكر است و دوام تقديس و تسبيح و غير آن و بعضى گفته‌اند كه ضمير * ( لَه ) * راجع است به او سبحانه بر سبيل التفات از تكلم بغيبت و معنى آنست كه هر يك از داود و جبال و طيور مرجع تسبيح او سبحانه بودند و مكرر تقديس او و هم چنان كه جبال و طيور را مسخر فرمان او كرديم زمام اختيار رعايا را نيز در كف كفايت او نهاديم 20 - * ( وَشَدَدْنا ) * و محكم كرديم * ( مُلْكَه ) * پادشاهى او را بكثرت جنود و بسيارى پاسبان چه هر شب سى و شش هزار مرد پاس خانه او ميداشتند چنان كه آنفا سمت ذكر يافت و يا سبب قدرت او بر بافتن زره بسيار و ساختن آلات كارزار و يا بواسطه كوتاه كردن دست ظالمان و دعاى مظلومان و يا به جهت ورزاى نصيحت شعار و تدابير ايشان ، و گويند استحكام ملك او بدان بود كه حق سبحانه از آسمان سلسله اى فرستاد و آن سلسله بالاى محكمهء داود بايستاد و از خصمين هر كدام كه بر حق بودند دست ايشان بسلسله رسيدى و آن ديگر بر اخذ آن قادر نبودى ، و بعضى ديگر گفته‌اند كه اشتداد ملك او با لقاى رعب او بود در دل اعداء چنان كه عكرمه از ابن عباس روايت كرده كه دو مرد از بنى اسرائيل