كفيل آن تا از براى نفس خود كفالت و محافظت آن كنم هم چنان كه بساير اموال خود قيام مينمايم و حياطة آن ميكنم ، ملخص سخن آنست كه او را نصيب من گردان و تمليك من نماى * ( وَعَزَّنِي ) * و غلبه كرد به من * ( فِي الْخِطابِ ) * در اين مخاطبه و مجادله و نگذاشت كه در آن تعليل كنم ، و ميتواند بود كه مراد از خطاب خطبه باشد يعنى غالب شد در مباحثه خطبه زن و خود به آن متزوج شد و بنا بر اين معنى طريقه تمثيل و تعريض گاهى مستقيم خواهد بود كه خطبه استعاره باشد از ارادهء تمليك و حينئذ ايثار آن بر تمليك به جهت مناسبت مكنى عنه است ، و چون مدعى رفع دعوى خود نمود .
24 - * ( قالَ ) * گفت داود عليه السّلام مر او را كه اگر در اين دعوى صادق باشى يا آنكه بعد از اعتراف مدعى عليه به او گفت كه * ( لَقَدْ ظَلَمَكَ ) * بتحقيق كه ستم كرده است به تو برادر تو * ( بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ ) * بخواستن ميش تو و اضافه نمودن آن * ( إِلى نِعاجِه ) * بسوى ميشهاى خود و بعد از حكم دعوا بطريق موعظه حسنه و ترغيب خصمان در ايثار عادت شركاى صلحاء و تزهيد ايشان از روش خلطا و طلحا فرمود كه * ( وَإِنَّ كَثِيراً ) * و بدرستى و راستى كه بسيارى * ( مِنَ الْخُلَطاءِ ) * از شركاء كه مالها بهم خلط ميكنند * ( لَيَبْغِي ) * هر آينه ستم ميكنند * ( بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ ) * برخى از ايشان بر برخى و زياده از حق خود طلب مينمايد * ( إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا ) * مگر آنان كه گرويدهاند * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردهاند عملهاى شايسته * ( وَقَلِيلٌ ما هُمْ ) * و بسيار اندكند ايشان در ميان شريكان ، و چون ملائكه بعد از استماع اينكلام برخاستند و غايب شدند داود در اين امر منتقل شد به آنكه اين تعرض است بر حال او و اوريا * ( وَظَنَّ داوُدُ ) * و گمان بر داود * ( أَنَّما فَتَنَّاه ) * آنكه جز اين نيست كه امتحان و آزمايش كرديم او را بدين حكومت و ميتواند بود كه ظن بمعنى علم باشد از قبيل آيهء كريمه وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها اى علموا ، يعنى دانست داود كه از اينكلام امتحان او كرديم و چون متنبه شد بر اين احوال * ( فَاسْتَغْفَرَ ) * پس طلب آمرزش كرد * ( رَبَّه ) * از پروردگار خود در آن فعل * ( وَخَرَّ ) * و بر روى افتاد * ( راكِعاً ) * در حالتى كه سجده كننده بود ، تسميهء سجود به ركوع به جهت آنست كه ركوع مبدء آنست و بعضى گفتهاند كه راكع بمعنى مصلى است و در اين تقدير است كه خرّ للسجود راكعا بيفتاد از براى سجود در حالتى كه نماز گذارنده بود * ( وَأَنابَ ) * و بازگشت بخداى و نادم شد از ترك مندوب ، و در خبر است كه داود چهل روز سر از سجده برنداشت مگر براى نمازگذاردن و چندان بگريست كه به آب چشم وى گياه برآمد ، و هيچ بار آب نخوردى مگر دو ثلث آن آب چشم او بودى .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 45
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٥