عذاب ايشان و لهذا عذاب را مرتب ساخته است بر آن به كلمه * ( ما ) * كه موضوعست از براى عدم تراخى و فرموده كه * ( فَحَقَّ عِقابِ ) * پس سزاوار باشد عقوبت من بر ايشان يعنى واجب گشت كه معاقب سازم ايشان را آنچه حق عقاب و عذاب منست .
15 - * ( وَما يَنْظُرُ ) * و انتظار نمىكشند * ( هؤُلاءِ ) * گروه قريش و ميتواند بود كه اشارت باشد بجميع احزاب به جهت استحضار ايشان بذكر يا آنكه در حكم حضوراند نزد او سبحانه يعنى منتظر نيستند جميع آن احزاب * ( إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً ) * مگر يك فرياد را يعنى نفخه اولى كه همه بدان بميرند * ( ما لَها ) * نيست آن صيحه را * ( مِنْ فَواقٍ ) * هيچ رجوعى يعنى البته واقع شود و هيچكس نتواند كه آن را بازگرداند يا آنكه آن نفخه واحده است كه رجوع به نفخه ثانيه نكند يعنى همين يك نفخه باشد ، قتاده و سدى گفتهاند كه مراد آنست كه آن نفخه را رجوع به دنيا نباشد يعنى بسبب آن دنيا آخر شود چه عذاب استيصال امت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم مؤخر است تا روز قيامت بخلافت عذاب ساير امم كه معجلست در دنيا ، و صاحب كشاف آورده كه فواق ما بين حلبتين است يعنى چون صيحه در رسد آن مقدار زمان كه ميان دو دوشيدن باشد تأخير واقع نشود كقوله تعالى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ آوردهاند كه در محلى كه آيه فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِشِمالِه نازل شد كفار قريش گفتند كه محمّد دعوى مىكند كه روز قيامت صحايف اعمال ما را بدست چپ خواهند داد پس بر سبيل استهزاء دعا كردند .
16 - * ( وَقالُوا ) * و گفتند * ( رَبَّنا ) * اى پروردگار ما * ( عَجِّلْ لَنا ) * بشتاب بده * ( قِطَّنا ) * نامه اعمال ما را كه محمّد ما را وعيد مىكند * ( قَبْلَ يَوْمِ الْحِسابِ ) * پيش از روزشمار يا آنكه از روى تعجيل بده بما نصيب عذاب ما را كه محمد به آن تهديد مينمايد و اين نظير آنست كه نضر بن حارث گفت اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً يعنى بار خدايا اگر نصب امامت و خلافت على بن ابى طالب از جانب تست پس سنگ را بر ما بباران فى الحال سنگى از آسمان نازل شد و بر او خورد و او را هلاك كرد و درباره وى سَأَلَ سائِلٌ فرود آمده و بعضى گويند كه معنى مراد آنست كه بده در دنيا حظ ما را از نعيم بهشت كه محمّد مؤمنان را به آن وعده مىدهد تا ايمان آوريم و چون خاطر عاطر حضرت رسالت از استماع اين نوع كلمات ملول مىشد حق سبحانه فرمود كه 17 - * ( اصْبِرْ ) * شكيبايى كن * ( عَلى ما يَقُولُونَ ) * بر آنچه ميگويند از تكذيب و استهزاء تا وقتى كه امر بقتال نازل شود * ( وَاذْكُرْ ) * و ياد كن * ( عَبْدَنا داوُدَ ) * بندهء ما را داود ايراد قصهء داود در اين مقام يا به جهت زيادتى تهديد ايشانست و يا امر است بثبات قدم پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم در جميع امور مفروضه و مندوبه و عدم ترك چيزى كه مندوب اليه باشد اما بنا بر اول پس معنى آيه آن باشد كه اى محمد صبر
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٩