تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
يا خندق لشكركشى كنند و با تو در مقام محاربه درآيند و مهزوم و مغلوب شوند و تو بر ايشان غالب گردى و مظفر و منصور شوى و هر گاه ايشان در آخر كار با تو در مقام كارزار خواهند بود پس آنچه در حق تو گويند از اختلاق و غير آن از ايشان بديع نباشد اينكلام از جمله اعجاز است زيرا كه اخبار است از واقعه اى كه بعد از آن بظهور آمد چون به جهت تكذيب ايشان غبار ملال بر خاطر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم نشست از اينجهت حق سبحانه تسلى او نموده فرمود كه اى محمّد . 12 - * ( كَذَّبَتْ ) * اين تكذيب مخصوص به تو نيست بلكه تكذيب كردند * ( قَبْلَهُمْ ) * پيش از مشركان مكه * ( قَوْمُ نُوحٍ ) * گروه نوح نوح را * ( وَعادٌ ) * و قوم عاد هود را * ( وَفِرْعَوْنُ ذُو الأَوْتادِ ) * و فرعون كه خداوند ميخها بود موسى را ، و مراد از آن ثبات ملك و عز او است و آن را تشبيه كرده بخيمه كه اطنبهء آن را باوتاد استحكام داده باشند ، و سدى و ربيع و مقاتل و كلبي بر آنند كه مراد چهار ميخ است كه مؤمنان را با آن معذب ميساخت بر اين وجه كه دو ميخ را بر دستها زدى و دو بر پايها ، سر ايشان را بر زمين انداختندى و رها كردى تا بمردند ، ابن عباس و قتاده و عطاء گفتند كه مراد از آن آلات ملاعب اويند كه بر آن بازى كردى و بلهو و لعب مشغول گشتى ، و ضحاك بر آنست كه مراد بنيانست چه هر بنائى مشتمل است بر چهار ستون ، و جبائى بر آنست كه ذو الاوتاد بمعنى ذو الجنود است و جموع كثيره كه بسبب ايشان امور ملكى خود را استحكام و تقويت ميداد هم چنان كه اوتاد چيزى را مرتبط و محكم ميسازد ، و گويند كه كنايت است از كثرت اوتاد خيام كه مستلزم كثرت جنود است و بهر تقدير تكذيب نمود فرعون موسى را 13 - * ( وَثَمُودُ ) * و جماعت ثمود صالح را ، در بعضى از تفاسير آمده كه تكذيب ثمود بصالح در دعوت ثانيه بود زيرا كه نوبت اول كه صالح قوم را دعوت فرمود همه بوى ايمان آوردند چون وفات كرد همه مرتد شدند حق سبحانه باز او را زنده گردانيد و بديشان فرستاد او را نشناختند و برهان طلبيدند چون كه اخراج ناقه واقع شد بعضى ايمان آوردند و برخى ديگر بر صفت ارتداد بماندند و تكذيب او نمودند و بسبب عقر ناقه هلاك شدند * ( وَقَوْمُ لُوطٍ ) * و ديگر تكذيب كردند قوم لوط لوط را * ( وَأَصْحابُ الأَيْكَةِ ) * و اهل ايكه كه قوم شعيب بودند شعيب را * ( أُولئِكَ ) * آن گروه مهزوم يعنى قريش كه مكذب تواند * ( الأَحْزابُ ) * همين گروهانند كه تكذيب پيغمبران خود كردند . 14 - * ( إِنْ كُلٌّ ) * نبود هيچيك از ايشان * ( إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ ) * مگر كه تكذيب كردند فرستادگان را . تكرير تكذيب و ايضاح آن بعد از ابهام و تنويع تكرير بجمله خبريه اولا و استثنائيه ثانيا و آنچه در جملهء ثانيه است از توكيد و تخصيص به جهت مبالغه است كه مسجلست بر استحقاق