مىفرمايد :
9 - * ( أَمْ عِنْدَهُمْ ) * آيا نزد ايشانست * ( خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ ) * خزينهاى رحمت و نعمت پروردگار تو * ( الْعَزِيزِ ) * كه غالب مطلق است در ملك خود و هرگز مغلوب نگردد * ( الْوَهَّابِ ) * بسيار بخشنده كه هر چه بخشد به مستحق آن بخشد و بر حسب مصالح عطا فرمايد يعنى مفاتيح نبوت و رسالت بدست كافران و به تصرف ايشان نيست تا ببعضى از صناديد خود دهند بلكه نعمتى است و عطيه اى از جانب حضرت عزت كه بهر كه مستحق آن باشد و مقتضى مصلحت او باشد ارزانى فرمايد ، پس تشريح اين معنى نموده به آنكه :
10 -
* ( أَمْ لَهُمْ ) * آيا مر ايشان راست * ( مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * پادشاهى آسمانها و زمينها * ( وَما بَيْنَهُما ) * و آنچه ميان ايشانست تا تصرف نمايند در امور ربانيه و تدابير إلهيه كه مختص است به حضرت عزت و چون كه ايشان را مدخلى نيست در اين عالم جسمانى كه در نهايت حقارتست پس نسبت بخزاين او سبحانه چگونه توانند كه دخل نمايند در آن و منصب نبوت را بهر كه خواهند دهند و اگر چنانچه ايشان صلاحيت آن دارند كه بتدبير خلايق مشغول شوند و تصرف در تقسيم خزائن و رحمت الهى نمايند و مستحق نبوت از غير آن امتياز كنند * ( فَلْيَرْتَقُوا ) * پس بايد كه بياورند * ( فِي الأَسْبابِ ) * در معارجى كه بسبب آن بعرش رسند و بر آن قرار گرفته در تدبيرات نظام عالم و امور بنى آدم اشتغال نمايند و بهر كه صواب ايشان باشد وحى فرستند و منصب رسالت دهند ، و بدانكه سبب در اصل لغت بمعنى وصلت است يعنى چيزى كه بوسيلهء آن بمطلوب رسند و گويند مراد باسباب سماواتاند زيرا كه آنها اسباب حوادث سفليهاند ، مجاهد و قتاده بر آنند كه مراد به آن ابواب سماواتند ، و بعضى گفتهاند مراد باسباب حيل است يعنى بايد كه ايشان ارتقاء نمايند در حيله هايى كه دانسته باشند و بسبب آن برسند بعرش الهى ، اينكلام در غايت تحكم است و ملخص كلام اينكه اگر كفار را در ملك آسمان و زمين اختيارى و اقتدارى هست بايد كه بر آسمان روند و عرش را مستقر خود گردانيده بتدبير امور ملكوت مشغول شوند و بهر كه صلاح دانند وحى را نازل سازند و نبوت دهند و چگونه قادر باشند بر ارتقاء و تصرف كردن در تدابير الهيه و امور ربانيه و حال آنكه ايشان .
11 - * ( جُنْدٌ ما ) * لشكرىاند يعنى لشكرى در نهايت پستى و زبونى و ميتواند بود كه ( ما ) زايده از براى استعظام باشد بر سبيل استهزاء يعنى ايشان لشكرى عظيماند * ( هُنالِكَ ) * آنجا يعنى در موضع بدر كه مصارع ايشانست * ( مَهْزُومٌ ) * شكسته شدهاند و مغلوب گشته و ايشان * ( مِنَ الأَحْزابِ ) * از قبيل آن گروهانند كه با رسولان خدا جنگ ميكردند يعنى زود باشد كه در روز بدر
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 37
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٧