و زياده شدن اصحاب او * ( لَشَيْءٌ ) * هر آينه چيزيست يعنى حادثه ايست از حوادث و نوايب روزگار * ( يُرادُ ) * كه خواسته شده است بما ، يعنى ارادهء دهر آنست كه آن بر ما واقع شود پس از وقوع آن بما چاره اى نيست و رفع آن ممكن نه يا آنچه محمّد بوسيله توحيد اراده نموده از ترفع و استعلاى او بر ما و بر ساير عرب و عجم چيزيست كه مراد همه كس است ، يعنى همه كس ارادهء آن دارد كه مستعلى و مرتفع باشد بر غير خود يا اينكه اين دين شما چيزيست كه اراده كرده شده است يعنى محمّد و اصحاب او ميخواهند كه آن را از شما اخذ كنند و غالب شوند بر آن و شما را بىدين كنند و گويند كه زعم مشركان اين بود كه اگر ترك عبادت اصنام كنند بقحطى و سختى گرفتار شوند پس از اينكلام اين معنى اراده كردهاند كه زوال نعمت و نزول شدت بر ما چيزيست كه مراد محمّد است و اتباع او و بعضى ديگر گفتهاند كه مشار اليه * ( هذا ) * فساد است يعنى فساد كردن و تباهى جستن در زمين چيزيست كه مراد است و عنقريب بسبب اين هلاك شود و ما از دست او خلاص شويم 7 - * ( ما سَمِعْنا بِهذا ) * و نشنيدهايم اينكه او ميگويد از وحدانيت خداى و خلع انداد * ( فِي الْمِلَّةِ الآخِرَةِ ) * در ملت بازپسين يعنى كيش عيسى عليه السّلام كه آخرين ملل است چه نصارى به تثليث قايلند نه بتوحيد يا ملَّتى كه ما پدران خود را يافتهايم ، يا در ملت زمان ما كه ملت قريش است ، و گويند كه معنى آنست كه ما نشنيده بوديم كه توحيد در آخر الزمان حادث شود * ( إِنْ هذا ) * نيست اين توحيد كه محمّد ميگويد * ( إِلَّا اخْتِلاقٌ ) * مگر بر بافتنى از نزد وى يعنى آن كذبيست كه خود بر بافته است ، و چون اشراف قريش خود را اشراف از پيغمبر مىدانستند از اينجهت انكار اختصاص قرآن و نبوت به حضرت رسالت كرده ميگفتند .
8 - * ( أَ أُنْزِلَ عَلَيْه الذِّكْرُ ) * آيا خود فرستاده شده است بر محمّد قرآن * ( مِنْ بَيْنِنا ) * از ميان جماعت ما ، يعنى چون كه او در شرف و رياست از ما ادونست پس چرا وحى مخصوص به او باشد ، اينكلام دالست بر آنكه منشأ تكذيب ايشان حسد بوده و قصور نظر و حطام دنيا پس حق سبحانه ميفرمايد * ( بَلْ ) * نه آن چنانست كه ايشان ميگويند يعنى اينكه ميگويند كه قرآن بر بافته محمّد است مخالف اعتقاد ايشانست و محض تقليد و حسد * ( هُمْ فِي شَكٍّ ) * ايشان در گمانند و متردد * ( مِنْ ذِكْرِي ) * از وحى من كه قرآنست ، يعنى باعث انكار ايشان شكّست در آنچه من برسول خود انزال كردهام نه اعتقاد اختلاف ، پس به جهت تهديد ايشان ميگويد * ( بَلْ ) * نه آن چنانست كه بدلائل و حجج شك ايشان زائل شود بلكه * ( لَمَّا يَذُوقُوا ) * هنوز نچشيدهاند * ( عَذابِ ) * عذاب مرا ، يعنى هر گاه كه عذاب مرا مشاهده كنند شك و حسد از ايشان زائل شود و ملجأ شوند بتصديق و آن هنگام فايده بر آن مترتب نشود ، بعد از آن از انكار اختصاص ايشان جواب داده
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 36
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٦