تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
فتح مكه گشت و اهل اسلام كه در مكه دين خود را مخفى ميداشتند بر كفار مجاهده نمودند و قرآن بر ايشان خواندند و تا قريب بسه سال اكثر اهل كفر بشرف اسلام مشرف شدند و بميامن اين بيعة الرضوان واقع شد و در آن چند روز فتح خيبر دست داد و حضرت رسالت چند كس از اهل اسلام را از نخيل خيبر اطعام داد و اهل روم بر فارس غالب گشتند چه آن مصداق قول او سبحانه بود كه سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ . و از جابر روايت كرده كه ( ما كنا نعلم فتح مكة الا يوم الحديبة ) ما بفتح مكه عالم نشديم مگر در روز حديبيه چه آن مبدء فتح مكه بود حينئذ تسميهء صلح بفتح از باب تسميهء شىء است باسم ما يؤل و از فراء نقلكرده‌اند كه تسميهء صلح بفتح به جهت آنست كه معنى فتح گشودن ابواب مغلقه است ، و چون صلح حديبيه ميان اهل اسلام مسدود و منغلق بود تا آنكه حق سبحانه فتح آن نمود از اينجهت به اين اسم مسمى شد ، و براء بن عازب را از بيان اين فتح استفسار نمودند گفت زعم شما آن است كه اين فتح مكه است اما ما فتح مكه را از حديبيه ميدانيم و شمار آن فتح را از حديبيه ميكنيم چه صلح حديبيه مقدمهء فتح مكه بود و در آن روز ما هزار چهار كس بوديم كه در خدمت حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم بوديم و در آن نواحى هيچ آب نبود مگر در چاه حديبيه و ما از غايت فرط حرارت همه آن آب را كشيديم بحيثيتى كه قطره اى آب در آن باقى نماند پس شكايت عطش و فقدان آب را بعرض حضرت سيد كائنات رسانيديم آن حضرت ظرفى را طلبيد و به آن وضو ساخت و مضمضه فرمود و دعا كرد و آب مضمضه را در آن چاه ريخت فى الحال بفرمان حضرت ذو الجلال از آنجا آب فوران نمود و آن چاه پر از آب شده و بالا آمد تا آنكه مردمان به كف آن آب را برميداشتند و ميخوردند و دواب را سيراب ميكردند ، و محمّد بن اسحاق بن يسار از زهرى روايت كند و او از عروة ابن زبير و عروه از مسور بن مخرمه كه رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم چون بحديبيه رسيد با اصحاب گفت فرود آئيد گفتند يا رسول اللَّه در اينجا آب نيست رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم تيرى را از جعبهء خود بيرون آورد و بيكى از اصحاب داد و فرمود كه در يكى از چاهها رو و اين تير را در آنجا فرو بر چون تير را فرو برد چندان آب از آنجا فرو جوشيد كه مردمانى كه گرداگرد آن چاه بودند آب را بدست برميداشتند ، و سالم بن ابى جعد گويد كه از جابر پرسيديم كه شما چند كس بوديد كه با پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم در حديبيه فرود آمده بوديد گفت قريب بهزار و پانصد كس بوديم و در آن روز تشنگى بر ما غالب شد آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم ظرفى را طلبيد و دست مبارك خود را در ميان آن آب نهاد آب از ميان انگشتان او بيرون مىآمد و ما ميخورديم تا آنكه همه سيراب شديم و ظرف هم چنان پر آب بود و چنان ميديديم كه اگر صد هزار كس مىبوديم همه سيراب مىشديم و هنوز از آن باقى ميماند .