مينمود و ما آن را نيك در گوش خود نگاه ميداشتيم و چون از نزد آن حضرت ميآمديم منافقان به جهت استعلان بعدم اشتغال بوحى و استهانت وحى ميگفتند كه * ( ما ذا قالَ آنِفاً ) * * ( أُولئِكَ الَّذِينَ ) * آن گروه آنانند كه به جهت فرط تقليد و عناد و اصرار انكار * ( طَبَعَ اللَّه ) * مهر نهاده است خداى * ( عَلى قُلُوبِهِمْ ) * بر دلهاى ايشان يعنى وضع علامت نفاق و شك نموده در قلوب ايشان تا بآنعلامت ملائكه علم بنفاق ايشان پيدا كرده بر ايشان لعنت كنند * ( وَاتَّبَعُوا ) * و پيروى كرده * ( أَهْواءَهُمْ ) * هواها و آرزوهاى نفس خود را و به جهت اتباع هوى تهاون ميكنند بكلام سيد انبياء .
17 - * ( وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا ) * و آنان كه راه يافتهاند از اهل ايمان * ( زادَهُمْ ) * زياد ميگرداند ايشان را خداى يا قول پيغمبر يا قرائت قرآن * ( هُدىً ) * بصيرت و يقين كه مستلزم هدايتاند يا آنكه زياده ميگرداند استهزاى منافقان ايمان و علم ايشان را * ( وَآتاهُمْ تَقْواهُمْ ) * و ميدهد ايشان را پرهيزكارى يا توفيق ميدهد ايشان را در تقوى يا مبين ميسازد براى ايشان آنچه به آن پرهيز نمايند كه آن ترك رخص است و عمل بعزيمت .
18 - * ( فَهَلْ يَنْظُرُونَ ) * پس انتظار نميكشند منافقان * ( إِلَّا السَّاعَةَ ) * مگر قيامت را * ( أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً ) * كه بيايد بديشان ناگهان * ( فَقَدْ جاءَ ) * پس بتحقيق كه آمد يعنى ظاهر و نمايانشد * ( أَشْراطُها ) * علامات آن چون بعثت پيغمبر آخر الزمان و انشقاق قمر و غير آن از حدوث دخان و نزول كتاب آخرين كه قرآنست و در روايت آمده كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم اشاره به دو انگشت مبارك خود كرد و فرمود كه من و قيامت مانند اين دو انگشتيم كه متصلاند بهم و از كلبى منقول است كه علامات قيامت كثرت مالست و تجارت و شهادت زور و قطع ارحام و كثرت لئام و بر هر تقدير در آن وقت ايمان آوردن و اطاعت كردن فايده بايشان نرساند * ( فَأَنَّى لَهُمْ ) * پس از كجا باشد مر ايشان را * ( إِذا جاءَتْهُمْ ) * چون بيايد قيامت بديشان * ( ذِكْراهُمْ ) * پند گرفتن ايشان و توبه و انابه نمودن يعنى در وقت وقوع قيامت تذكر و اتعاظ بايشان فايده نرساند به جهت انقطاع تكليف در آن زمان پس چگونه ايشان را در آن ساعت فوز و نجات باشد ، و چون سعادت موحدان و شقاوت مشركان منافقان معلوم شد .
19 - * ( فَاعْلَمْ ) * پس بدان يعنى ثابتقدم باش بر علم خود * ( أَنَّه لا إِله إِلَّا اللَّه ) * به آنكه نيست هيچ خداى كه مستحق پرستش باشد مگر خداى به حق و معبود مطلق ، و در بعضى تفاسير آوردهاند كه چون عالمى را گويند كه * ( فَاعْلَمْ ) * مراد به آن اذكر خواهد بود يعنى ياد كن آنچه دانسته اى و مسلم در صحيح خود آورده كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود كه
من مات و هو يعلم ان لا إله الا اللَّه دخل الجنة
هر كه بميرد و او عالم باشد بمضمون كلمهء طيبهء * ( لا إِله إِلَّا اللَّه ) * در بهشت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 346
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٤٦