تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
پنج بار استغفار ميفرمود ( 1 ) و در هر بامداد هفتاد بار استغفار و انابت ميفرمود به اين وجه كه استغفر اللَّه ربى و أتوب اليه و مرويست از حضرت سيد انبياء عليه افضل التحية الثناء كه الاستغفار و قول لا إله الا اللَّه خير العبادة لانه قال اللَّه العزيز الحكيم فاعلم انه لا إله الا اللَّه و استغفر لذنبك و للمؤمنين و المؤمنات استغفار كردن و بكلمهء طيبه لا إله الا اللَّه ترنم نمودن بهترين عبادات است زيرا كه حق سبحانه هر دو را در يك موضع جمع نموده و در اين آيه شريفه امر به آن فرموده ، و سكونى از امام جعفر صادق عليه السّلام نموده كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرموده كه خير الدعاء الاستغفار و نيز آن حضرت از حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت نموده كه ان للقلوب صداء كصداء النحاس فاجلوها بالاستغفار دلها را زنگيست مانند زنگ مس پس آن را جلا دهيد به استغفار و نيز فرمود كه من اكثر الاستغفار جعل اللَّه له من كل هم فرجا و من كل ضيق مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب هر كه بسيار استغفار كند حق سبحانه او را از همهء غم فرج دهد و تنگناى و تنگدلى او را بگشايد و بخوشحالى بدل كند و روزى به او رساند از جايى كه اصلا گمان آن نداشته باشد و نيز از امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه اذا اكثر العبد من الاستغفار رفعت صحيفته و هى يتلألأ هر گاه كه بنده استغفار بسيار كند فرشتگان نامهء اعمال او را بر آسمان برند در حالتى كه نور دهنده و درخشنده باشد ، و از امام على بن موسى الرضا عليه السّلام منقولست كه مثل الاستغفار مثل ورقة على شجره تحركت فتناثرت استغفار مانند برگيست بر درخت كه متحرك شود و برگ از آن ريزان گردد يعنى هر گاه بندهء مؤمن به استغفار اشتغال نمايد گناهان او ريزان شود مانند برگ از درخت كه در حين جنبانيدن آن ريخته شود ، و بدانكه استغفارى كه مكفر سيئاتست و منتج مغفرت ، فرع ندامتست بر خطيات ماضى و عزم بر عدم عود در ازمنهء مستقبله و از اينجاست كه امام رضا عليه التحية و الثناء فرمود كه المستغفر من ذنب و هو يفعله كالمستهزئ بربه يعنى كسى كه استغفار كننده باشد با وجود اشتغال آن بر گناه همچو كسى است كه بر آفريدگار خود استهزاء كند ، و بعد از امر
هامش
( 1 ) در توجيه آيه كريمهء * ( وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ ) * بهترين وجهى كه گفته شده است آنست كه اين ، از باب ( حسنات الأبرار سيئات المقربين ) است و از ملاحظهء حالات پادشاهان نسبت بامراء و وزراء و مقربان درگاه خود و نسبت بافراد ملت و رعيت حقيقت اين مطلب روشن خواهد شد چه معلومست كه ملوك و پادشاهان توقع و انتظارى كه از مقربان و ملازمان دربار خود دارند از نظر خدمت و پاس حرمت دولت و سلطنت از سائر رعايا و افراد ملت ندارند زيرا كه آنان معرفتشان بپادشاه بيشتر و تقربشان به او فزونتر است و بدين مناسبت مؤاخذهء پادشاهان نيز از آنان شديدتر است بطورى كه اگر كوچكترين تقصيرى از آنان پديد آيد يا ترك اولى و احسنى بر ايشان رخ دهد مورد مؤاخذه و عقوبت شديدى قرار ميگيرند در صورتى كه اگر همان تقصير كوچك يا ترك اولى از يك فرد عادى ظاهر گردد يا اصلا جرم و گناه شناخته نميشود و يا به هيچ وجه او را مؤاخذه و عقوبت ننمايند و همچنين حال مقربان دربار و سائر رعايا نيز متفاوتست زيرا كه بسا از قصورها يا ترك اولىها كه اصلا مورد توجه و التفات رعايا نيست در نظر مقربان گناه بزرگ و جرم عظيم بشمار ميآيد و خود اعتراف بتقصير و گناه نموده و از پادشاه طلب عفو و گذشت ميكنند .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 348 | الملا فتح الله الكاشاني