بمعنى فاعل و حينئذ ايراد آن به صورت مصدر ايماء است به آنكه بهشت محض لذت است و عين التذاذ كه خالص و پاكيزه است از شايبهء جميع كدورت پس آن از قبيل زيد عدل باشد * ( وَأَنْهارٌ ) * و ديگر در بهشت است جويها * ( مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى ) * از شهد صاف كردهء از موم و ساير فضلات نحل و غير آن يعنى در اصل خلقت از جميع فضلات عاريست نه آنكه مراد آن باشد كه آن را به آتش صاف كرده باشند هم چنان كه عسل دنيا * ( وَلَهُمْ فِيها ) * و مر متقيانراست در بهشت با وجود اينهمه اشربهء لذيذهء طيبه * ( مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ ) * از هر ميوه ها كه نفس آرزوى آن كند بلون صاف و بطعم لذيذ و ببوى خوش * ( وَمَغْفِرَةٌ ) * و مر ايشانراست با اين اشربه و اطعمهء لذيذه پوشش گناهان * ( مِنْ رَبِّهِمْ ) * از آفريدگار ايشان يعني حق سبحانه جميع ذنوب ايشان را بپوشد و ايشان را به آن معاقب و معاتب نسازد ، و گويند كه حق تعالى جميع آثام و خطاياى اهل ايمان را از ياد ايشان ببرد تا تذكر آن موجب تنقص عيش ايشان نشود پس آيا اين متنعم بانواع نعم جنان * ( كَمَنْ هُوَ خالِدٌ ) * مانند كسيست كه او جاويد باشد * ( فِي النَّارِ ) * در آتش سوزان * ( وَسُقُوا ) * و چشانيده شوند يعنى بخورد ايشان دهند بدل شربت بهشتيان * ( ماءً حَمِيماً ) * آبى در غايت گرمى * ( فَقَطَّعَ ) * پس پاره پاره كند آن آب گرم از فرط حرارت * ( أَمْعاءَهُمْ ) * رودهاى ايشان را ، ايراد ضمير جمع بعد از افراد به جهت جنسيت * ( مِنْ ) * موصول است چنان كه آنفا سمت ذكر يافت ، و در كشاف و غيره مذكور است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم هر گاه خطبه خواند منافقان را عيب كردى بعضى از ايشان از مسجد بيرون آمده بر طريق استهزاء از علماى صحابه پرسيدندى كه اين مرد در اين ساعت چه ميگفت حق سبحانه آن حضرت را از حال ايشان اخبار فرمود كه :
16 - * ( وَمِنْهُمْ ) * و بعضى از ايشان يعنى از اهل نفاق * ( مَنْ يَسْتَمِعُ ) * آنهايند كه گوش فرا ميدارند * ( إِلَيْكَ ) * بسوى تو يعنى خطبه اى كه تو در روز جمعه و غير آن ميخوانى * ( حَتَّى إِذا خَرَجُوا ) * تا چون بيرون روند * ( مِنْ عِنْدِكَ ) * از نزديك تو * ( قالُوا ) * گويند * ( لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ) * مر آنان را كه داده شدهاند علم شريعت و فهم و فطانت يعنى مر كسانى را كه بتوفيق ربانى و لطف يزدانى بتوحيد و نبوت دانش پيدا كردهاند و به احكام شريعت وا رسيده از صحابه اخيار چون عبد اللَّه مسعود و ابو درداء و امثال ايشان و از ابن عباس منقولست كه من هم از آنهايم كه از ايشان منافقان مىپرسيدند بر سبيل استهزاء كه * ( ما ذا قالَ ) * چه گفت پيغمبر * ( آنِفاً ) * در اول اين وقتى كه قريب است بما يعنى فهم نكرديم كه در اين وقت او چه گفت و فائدهء آن را در نيافتيم علت ايراد ضمير جمع در عقب افراد آن همانست كه آنفا گذشت ، اصبغ بن نباته از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود كه ما هميشه نزديك رسول مىبوديم تا از وحى بما اخبار
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 345
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٤٥