به استغفار تحريص بندگان مينمايد بر طاعت و ترك معصيت بر اينوجه كه * ( وَاللَّه يَعْلَمُ ) * و خداى ميداند * ( مُتَقَلَّبَكُمْ ) * جاى انصراف و گرديدن شما را در دنيا بسبب معايش و مستاجر * ( وَمَثْواكُمْ ) * و آرامگاه شما را در عقبى از بهشت و دوزخ پس از خداى كه عالمست باحوال دنيوى و مرجع اخروى شما بترسيد و از گناهان گذشته استغفار نموده از براى معاد خود معد و مهيا باشيد ، و از عكرمه منقولست كه كه معنى آيه آنست كه خداى ميداند كه منقلب شما را در اصلاب آباء و ارحام امهات و مثواى شما را در قبور ، و نزد بعضى ديگر معنى آنست كه خداى عالم است به متقلب شما در روز و مضجع شما در شب و باى تقدير مراد آنست كه خداى بر احوال شما عالمست و هيچ چيزى از آن بر او پوشيده نيست پس سزاوار آنست كه از او بترسيد و استرحام و استغفار نمائيد ،
آنكه اظهار تشوق مؤمنان مىكند بر جهاد و بيان نگارت و كرامت اهل نفاق بر آن و ميگويد كه .
20 - * ( وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا ) * و ميگويند آنان كه ايمان آوردهاند از روى حرص بر جهاد كه * ( لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ ) * چرا فرو فرستاده نمىشود سوره اى در باب قتال و جهاد با كفار و اهل عناد * ( فَإِذا أُنْزِلَتْ ) * پس چون فرو فرستاده شود * ( سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ ) * سوره اى از قرآن كه محكم و متين باشد و متشابه و متأول نباشد يعنى صريحا دلالت كند بر جهاد و اصلا محتمل غير آن نباشد . و بعضى گويند محكميت آن باعتبار عدم نسخ آنست تا روز قيامت يعنى چون سوره اى فرود آيد كه هرگز قلم نسخ بر مضمون آن كشيده نشود * ( وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتالُ ) * و ياد كرده شود در آن امر بمقاتله و مجاهده * ( رَأَيْتَ الَّذِينَ ) * بينى تو آنان را كه * ( فِي قُلُوبِهِمْ ) * در دلهاى ايشان است * ( مَرَضٌ ) * بيمارى شك و نفاق و يا سستى در كار دين * ( يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ ) * مينگرند بسوى تو * ( نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْه ) * مانند نگاه كردن كسى كه فرو آمده باشد بر او بيهوشى * ( مِنَ الْمَوْتِ ) * از غم و اندوه مرگ يعنى به جهت جبانت و مخافت پريشان و غمگين شوند و مبهوت و متحير گردند همچه نظر كردن كسى كه در سكرات موت و غرقاب فوت گرفتار باشد ، قتاده گفته كه هيچ چيز بر منافقان سختتر از اين نبود كه مأمور شدند بجهاد * ( فَأَوْلى لَهُمْ ) * پس عذاب و عقاب مر ايشان راست ، و اين بر وزن افعلست مشتق از ولى بمعنى قريب و يا از فعلى مشتق ازال يعنى مكاره و عقوبات اقربست بايشان يا مآل كار ايشان راجع است به آن ، و ميتواند بود كه اولى بمعنى احرى باشد و بنا بر اين قوله :
21 - * ( طاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ ) * خبر آن باشد يعنى سزاوارتر است مر ايشان را فرمان بردارى در امر جهاد و سخن نيكو مثل قول * ( سَمِعْنا وَأَطَعْنا ) * از اظهار جزع و كراهت و قول ما ذا قالَ آنِفاً و بنا بر تفسير اول فَأَوْلى لَهُمْ مبتدا و خبر است و * ( طاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ ) * كلام مستأنف بر حذف
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 349
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٤٩