تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
* ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * ( ص ) از امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه منقولست كه ( ص ) اسمى است از اسماء الهى كه مقسم به او سبحانه است و بعضى گفته‌اند كه ص و ساير حروف مقطعه به جهت تسكيت كفار است كه هر وقت كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم در نماز و غير آن قرآن بجهر خواندى ايشان از روى عناد صفير زدندى و دست بر دست كوفتندى تا آن حضرت در غلط افتد حق سبحانه اينحروف را فرستاد تا ايشان بعد از استماع آن در آن تفكر و تأمل نموده از اين عمل باز ايستند چنان كه در اول سورة البقرة سمت ذكر رفت ، و گويند اشارتست بهر اسمى از اسماى حسنى كه در اول او صاد باشد چون صانع و صابر و صمد و صادق ، يا اشارتست بصدق محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم ، و بعضى ديگر گويند اسم حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم است ، يا ايماء است به صورت محمّديه ، و ابن عباس گفته كه اسم دريائيست كه عرش الهى بر بالاى آنست كه وَكانَ عَرْشُه عَلَى الْماءِ و آنچه از امير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه ( ص ) نام دريايى است در بالاى آسمان تأييد اين قول مىكند ، سعيد بن جبير گفت كه دريائيست كه خداى تعالى بدان مردگان را زنده گرداند ميان دو نفخه و اهل اشارت گفته‌اند كه صاد فعل ماضى است و تقدير كلام اينكه صاد محمّد قلوب العارفين بالقرآن صيد كرد حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم دل عارفان را به قرآن ، و گفته‌اند كه صاد بكسر دال است و آن امر است از مصادات كه بمعنى معارضه است و در اين تقدير كه صاد القرآن بعملك يعنى معارضه كن قرآن را با عمل خود پس عمل كن باوامر آن و بازايست از نواهى آن ، و پيش بعضى اشارت است بصفاى دل محبان و عارفان ، و نزد جماعتى ديگر قسم است بصاد صمديت او در ازل و بصاد صبوريت او تا به ابد و بصاد صانعيت او ما بين الازل و الابد ، و گويند اين اسم سوره است و منصوب المحل و در اين تقدير است كه اقرء صاد يعنى بخوان اين سوره را ، يا خبر مبتداء محذوفست اى هو صاد يعنى اين سوره ايست كه جملهء فصحا را عاجز ساخته از اتيان مثل آن و بنا بر آنكه مقسم به است معنى آن باشد كه سوگند ميخورم بحقيت صاد . 1 - * ( وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ ) * و بقرآنى كه خداوند شرفست و شهرت و حينئذ واو * ( وَالْقُرْآنِ ) * حرف عطف باشد و اگر مقسم به نگيرند پس واو حرف قسم خواهد بود ، يعنى به حق قرآنى كه صاحب شرافت و عزت است يا مشتمل بر ذكر احكام حلال و حرام و بيان امر و نهى حضرت ملك علام يا منطوى بود بر ذكر ادله كه چون ناظر در او تأمل نمايد به حق عارف شود يا محتوى بر ذكر او سبحانه و توحيد او و اسماى حسنى و صفات علا و يا ذكر قصص پيغمبران و اخبار امم ايشان و ذكر بعث و نشور و يا آنچه محتاج اليه مكلف است از امور دنيويه و اخرويه و مؤيد اينست قوله تعالى ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ