تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
يا جزيرهء موصل كه به يمن ميرفتند گذار ايشان آنجا افتاد و بعد از استماع قرآن خود را به حضرت نمودند و بوى ايمان آورده متوجه قبيلهء خود شدند و ايشان را انذار كرده بايمان ترغيب نمودند چنانچه حق سبحانه حبيب خود را به آن متذكر ميسازد كه : 29 - * ( وَإِذْ ) * و ياد كن اى محمد چون كه * ( صَرَفْنا إِلَيْكَ ) * بگردانيديم يعنى ميل داديم بسوى تو * ( نَفَراً مِنَ الْجِنِّ ) * گروهى را از جن و در بعضى تفاسير از ابن عباس نقل كرده كه ايشان هفت نفر بودند شاصين ، و ناصر و وش ، و مس و از وابيان ، و احقم ، و زوبعه كه پسر ابليس است ، و زر بن حبيش گفته كه نه نفر بودند و ده و دوازده نيز گفته‌اند و در لباب گفته كه هفتاد تن بودند از قبيله بنى اقليس ( 1 ) و اكثر بر آنند كه كمتر از ده بودند زيرا كه اطلاق نفر بر ما دون عشره است و مرويست كه چون جن از صعود بر آسمان ممنوع شدند و بشهب مرجوم گشتند گفتند البته در عالم قضيه اى سانح شده و حادثه اى روى نموده پس هفت كس يا نه كس از اشراف ايشان كه زوبعه از ايشان بود ، از نصيبين كه بلد نينوى است در اطراف عالم بتجسس و تفحص اينقضيه مشغول شدند تا بتهامه رسيدند و در وداى نخله با رسول خدا ملاقات نمودند و استماع قرآن كردند دانستند كه سبب مانعيت صعود ايشان اينست ، و از سعيد جبير مرويست كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم قرآن را بر جنيان نخواند و ايشان را نديد ( 2 ) بلكه در نماز قراءت مينمود جنيان بر او بگذشتند و استماع قرآن نمودند بىآنكه آن حضرت از
هامش
( 1 ) اتفاق مسلمين و علماء شرع مبين بر وجود جن و شياطين است و خلافى نيست در آنكه اينان اجسام لطيفه‌اند و مىتوانند باشكال مختلفه و صور متنوعه تشكيل پيدا كنند مىتوانند و داراى فهم و زيركى و عقلند و قادرند بر حركات سريعه و اعمال قويه و شاقه كه بشر عادى از آن گونه كارها و از آن نوع چالاكى و سرعت در عمل عاجز و ناتوانست بلكه بعضى از افراد بشر در پاره اى از امور غريبه كه خود عاجزند استمداد و استعانت از جن و شياطين مينمايند و بوسيلهء اينان مقاصد خويش را انجام ميدهند مانند ارباب تسخير و سحر و طلسمات و نيز نجات مگر آن كسانى كه مؤيد من عند اللَّه و بر سائر افراد بشر برجستگى و برگزيدگى دارند و در كمال قوهء علمى و عملى و نفوذ قدرت روحى بجايى رسيده‌اند كه مىتوانند خوارق عاداتى ظاهر سازند كه بمراتب بالاتر و عجيبتر از كارهاى شگفتانگيز جنيان است مانند انبياء و اولياء عظام چنانچه راجع بآوردن تخت و بارگاه بلقيس نزد حضرت سليمان عليه السلام و داستان عفريت جنى و آصف بن برخيا كه صريح قرآنست اين مطلب ثابت و روشن مىشود و بالاخص آنچه از آن نفوس قدسيه بعنوان اعجاز صدور پيدا كند كه شياطين و جنيان عاجزند از آنكه مثل آن را بياورند مخصوصا معجزات باهرات و خوارق عاداتى كه از حضرت ختمى مرتبت و ائمه طاهرين سلام اللَّه عليهم اجمعين بديدار گشت چه آن حضرت بر اينان نيز مبعوث بود هم چنان كه بر آدميان مبعوث بود و به قرآن كريم كه بزرگترين معجزات آن حضرتست اينان را نيز تحدى فرمود و آياتى كه دلالت بر اين مطلب دارد بسيار است از آن جمله همين دو آيه شريفه است * ( وَإِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ ) * الخ . ( 2 ) روايت سعيد بن جبير از طرق عامه منقول و مورد اعتماد نيست و اين آيه مباركه نيز دلالت بر خصوص گفتار وى ندارد بلكه آيه مطلق و قابلست حمل بر اين معنى را كه رسول خدا ( ص ) اين گروه از جن را ديده و اينان را انذار كرده و آيات قرآن را قرائت فرموده و اينان استماع كرده باشند چه آنكه ما دليل عقلى و برهان قطعى بر امتناع رؤيت جن و شياطين بطور كلى اگر چه به صورت حيوانى مانند سگ و گربه و امثال اينها هم متشكل گردند نداريم بلكه بسيارى از انبياء و اولياء و ارباب مكاشفات و مرتاضين حقه و باطله جنيان را مشاهده كرده‌اند و رواياتى كه دلالت مىكند بر رؤيت و مكالمهء بعضى از انبياء و اولياء با اينان بالاخص حضرت ختمى مرتبت و ائمهء طاهرين صلوات اللَّه و سلامه عليهم در كتب فريقين مذكور و به حد تواتر رسيده است .