تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
رسالت است و به جهت عدم اجابت قول آن داعى عذاب بر او نازل شود * ( فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ ) * پس نيست عاجز كننده خداى را از تعذيب او * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين چه مهر بى در زمين نيست تا از عذاب خدا به آنجا پناه آورد * ( وَلَيْسَ لَه ) * و نيست مر او را * ( مِنْ دُونِه أَوْلِياءُ ) * بجز از خداى دوستان و مددكاران كه منع عذاب كنند از او * ( أُولئِكَ ) * آن گروه اجابت ناكنندگان * ( فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * در گمراهى هويدااند يعنى ضلالتى كه بر همه كس واضح باشد زيرا كه اعراض نموده‌اند از اجابت آن كسى كه داعى خدا است ، از على بن ابراهيم مرويست كه جنيان بعد از استماع دعوت داعيان نزد پيغمبر آمدند و بشرف ايمان مشرف شدند و آن حضرت شرايع ايمان را تعليم ايشان داد حق سبحانه در شأن ايشان قُلْ أُوحِيَ نازل گردانيد و در جميع اوقات نزد پيغمبر تردّد ميكردند و احكام شرايع را از او اخذ ميكردند و محمّد بن منكدر از جابر بن عبد اللَّه نقل كرده كه چون رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم سورهء الرحمن را بمردمان خواند همه خاموش شدند و هيچ نگفتند رسول فرمود كه جنيان بسبب جواب دادن از اينكلام از شما احسناند زيرا كه از من آيه فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ بشنيدند گفتند كه لا و لا بشيء من آلائك ربنا نكذب و بدانكه اين آيه دلالتى صريح دارد بر آنكه آن حضرت هم چنان كه بر انس مبعوث بود بر جن نيز مبعوث بود و هيچ پيغمبرى را بر جن و انس مبعوث نگردانيدند مگر خاتم انبياء را ( 1 ) پس جن با انس در صفت تكليف مشترك باشند و علماء را در جزاى ايمان جنيان خلاف است از سفيان ثورى منقولست كه ثواب جن آنست كه از آتش برهند پس ايشان را خاك گردانند بطريق بهايم و از ضحاك نقل كرده‌اند كه ايشان ببهشت درآيند ، و بعضى بر آنند كه حق سبحانه تسبيحى و ذكرى بايشان الهام دهد تا از آن چندان لذت يابند كه بنى آدم از نعم بهشت ، و از ضمرة بن حبيب پرسيدند كه مؤمنان جن را ثواب هست گفت آرى و آيه لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلا جَانٌّ بخواند و گفت ( الانسيات للانسان و الجنيات للجن ) و از عمر بن عبد العزيز نقل است كه مؤمنان جن در گرداگرد بهشت در درجهاى و رحبهاى بهشت خواهند بود
هامش
( 1 ) اين سخن معلوم و مسلم نيست چه ما در صفحه قبل اشارهء اجمالى نبوديم كه اكثر علماء بر آنند كه پيغمبر اينكه بر جنيان مبعوث گشتند از همان پيغمبرانى بودند كه بر آدميان مبعوث شدند و بر فرض آنكه بطور كلى بدين معنى قائل نباشند يعنى ادعاء نكنند كه هر پيغمبرى كه بر انس مبعوث شد بر جن نيز مبعوث بوده ولى نسبت بانبياء اولو العزم قائلند پس بعقيدهء آنان جمعى از پيغمبران بزرگ بر انس و جن مبعوث بودند و اين ، از خصائص حضرت خاتم الانبياء ( ص ) است نهايت آنست كه رسالت هيچ پيغمبرى مانند رسالت آن حضرت عامه و مطلقه نبود حتى حضرت نوح عليه السلام زيرا كه حضرت ختمى مرتبت ( ص ) بر تمام انس و جن بلكه بر همهء جهانيان مبعوث گرديد و رسالت او اختصاص بملتى دون ملتى ندارد و محدود و موقت نباشد بلكه حلاله ( ص ) حلال الى يوم القيمة و حرامه حرام الى يوم القيمة و بعضى از علماء متقدمين در اينجا تحقيقى فرموده و جمع نموده بين اخبارى كه دلالت دارد بر آنكه پيغمبر جنيان از جنس جن بود و بين رواياتى كه دلالت مىكند بر آنكه از انس بود و هر گاه محل مناسبى كه گنجايش داشته باشد پيش آمد از نقل آن دريغ نخواهيم كرد .