تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
24 - * ( فَلَمَّا رَأَوْه ) * پس آن هنگام كه ديدند آن چيزى را كه موعود شده بودند از عذاب * ( عارِضاً ) * در حالتى كه ابرى بود پهن شده در افق آسمان ، و احتمال دارد كه ضمير راجع * ( بِما تَعِدُنا ) * نباشد بلكه مبهم باشد و مفسر باشد بقوله * ( عارِضاً ) * كه منصوبست بر تميز يعنى چون بديدند سحاب عريض * ( مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ ) * كه روى آورنده بود بواديهاى ايشان * ( قالُوا ) * گفتند از روى استبشار و به جهت * ( هذا عارِضٌ ) * اين ابريست پهن * ( مُمْطِرُنا ) * كه باران دهنده است ما را اضافه اول و ثانى اضافهء لفظيه است كه در تقدير انفصال است و لهذا صفت نكره واقع شده ، حاصل كه چون هود عليه السّلام آن را مشاهده كرد فرمود كه اين نه ابر باران دهنده است * ( بَلْ هُوَ ) * بلكه آن * ( مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِه ) * آن چيزيست كه تعجيل ميكرديد به آن از وقوع عذاب و نزول عقاب پس تفسير آن مىكند به اينكه * ( رِيحٌ ) * بادى كه آن باد دبور است * ( فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ ) * در اوست عذاب دردناك . 25 - * ( تُدَمِّرُ ) * هلاك كند و نابود سازد آن باد از غايت شدت و سطوت * ( كُلَّ شَيْءٍ ) * هر چيزى را كه هست از انفس و انعام و اموال شما * ( بِأَمْرِ رَبِّها ) * بفرمان پروردگار خود ، اضافه رب بريح دالست بر آنكه رياح و تصريف اعنّهء آن از آن چيزيست كه شاهد است بر عظم قدرت او چه آن از اعاجيب خلق او است و از اكابر جنود او ، و ذكر امر كه مشعر است بر مأموريت ريح از جانب او مقوى قول مذكور است كه ، و بدانكه ميتواند بود كه رِيحٌ فِيها - تا آخر قول حق سبحانه و تعالى باشد كه پيغمبر خود را خبر داده باشد ، نه مقول هود يعنى آن بادى بود كه متضمن عذاب اليم بود و چون بر ايشان نازل شد انفس و اموال و مواشى ايشان را مستأصل ساخت از عمرو بن ميمون مرويست كه آن باد خيمها و شتران با هودجها به بالاى هوا ميبرد تا آنكه مانند ملخ پران مينمود ، و در روايت آمده كه اول كسى كه آن عذاب را مشاهده نمود زنى بود از ايشان و بعد از معاينه آن به ايشان گفت بادى را مىبينم كه در او شعله هاى آتش است و هود عليه السّلام مؤمنان را از ميان ايشان بيرون ميآورد و بحظيره اى ميبرد و آن باد چون ايشان گذر ميكرد مروح روح و ملين جلود ايشان بود و سبب انتعاش و التذاذ انفس ايشان ، و در خبر است كه چون عاديان ديدند كه باد مردمان و مواشى ايشان را در صحرا پران ميسازد و در ميان آسمان و زمين بطيران در ميآورد همه به خانه هاى خود رفتند و درها را بستند باد متوجه آن خانه ها شده درها و بناهاى ايشان را از جاى بركند و هفت شب و روز پشتهاى ريگ احقاف را بر ايشان ميريخت تا همه در زير آن پنهان شده هلاك شدند بعد از آن ريگها را از ايشان دور كرد و اجساد ايشان را به دريا افكند ، و بعضى گويند كه باد اجساد ايشان را از زير ريك بيرون آورده بر كوه و بر سنگ ميزد تا پاره
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 325 | الملا فتح الله الكاشاني