تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
آنچه در دهن داشت بيفكند و گفت ( أ يخدعنا بالشهد المزعفر من السيد المطهر ) و در آثار آمده كه يكى از صحابه در بازار بجابر انصارى رسيد جابر را ديد كه پاره گوشت داشت و به خانه ميبرد پرسيد كه اين چيست گفت اهل من از من گوشت آرزو كرده‌اند گفت هر چه آرزو باشد اگر شما آن را قبول كنيد ميترسم كه از اهل اين آيه باشيد كه * ( أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا ) * مرويست كه روزى حضرت رسول نزد اصحاب صفحه آمد ديد كه بعضى جامه را به پوست مرقع كرده بودند و بعضى ديگر پوست نمييافتند كه بر جامهء خود رقعه زنند حضرت فرمود كه امروز شما را بهتر است يا روزى كه صباح در حله اى باشيد و شب در حله اى و در بامداد نوعى را از طعام خوريد و در شام نوعى ديگر و خانهاى شما ملبس و مزين بود مثل تلبس و تزين كعبه گفتند آن روز ما را بهتر باشد ؟ حضرت فرمود بل انتم اليوم الخير بلكه شما را امروز بهتر است چه اينحال در مظان صعود است بر درجات جنان و آن حال در مواقع نزول بدركات نيران . القصه چون كفار مكه عناد و اصرار مينمودند و پيوسته در ايذاء و آزار رسيد مختار ميكوشيدند حق سبحانه به جهت تسليت حضرت رسالت و تهديد كفار قصه هود و مجادله او را با عاد و استيصال ايشان به ياد آن حضرت ميدهد و ميگويد كه : 21 - * ( وَاذْكُرْ أَخا عادٍ ) * و ياد كن اى محمّد برادر خود عاد را يعنى پيغمبرى را كه از قبيلهء عاد بود مرا هود عليه السّلام است يعنى حال او با معاندان قريش بگوى * ( إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَه ) * چون بيم كرد قوم خود را و از عذاب الهى و عقاب پادشاهى تخويف نمود * ( بِالأَحْقافِ ) * بموضع احقاف و آن ريگستانى بود نزديك حضرموت كه در ولايت يمن است مشرف بر درياى عمان و آن موضع را شحر ميگويند ( 1 ) . و احقاف جمع حقف است بمعنى رمل مسطيل مرتفع كه از سمت استقامت منحرف باشد ، و گويند كه احقاف واديى است ميان عمان و مهره و اصحاب آن اهل خيام بودند از قبيله هاى ارم و در باديه مينشستند و هود بانذار ايشان آمد * ( وَقَدْ خَلَتِ النُّذُرُ ) * در حالتى كه گذشته بودند پيغمبران بيم كنند * ( مِنْ بَيْنِ يَدَيْه ) * پيش از هود * ( وَمِنْ خَلْفِه ) * و پس از او يعنى هود اولين پيغمبرى نبود بلكه پيش از او و پس از او نيز انبياء بر امم خود مبعوث شده بودند و ايشان را بر دين توحيد دعوت كرده ، و احتمال دارد كه اين كلام جملهء معترضه باشد نه حاليه و محتمل آن نيز هست كه مقول قول هود باشد يعنى هود اعلام ايشان مينمود كه رسولانى كه پيش از من بوده‌اند و آنها
هامش
( 1 ) شحر بكسر شين معجمه و سكون حاء مهمله ، ناحيه ايست در جنوب جزيره نزديك يمن بر ساحل درياى هند و بعضى گويند هو بين عدن و عمان اليه ينسب العنبر لانه يوجد فى سواحله و هو عدة مدن يتناولها هذا الاسم و احقاف جمع حقف است و هو الكثيب المرتفع من الرمال .