تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
و قال آخر :
و كنت كذي رجلين رجل صحيحة و رجل رمى فيها الزّمان فشلَّت
و از اين معنى بى خبر بودند كه فاعل اينها حضرت كردگار است نه روزگار و لهذا حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرموده كه لا تسبوا الدهر فان الدهر هو اللَّه روزگار را دشنام ميدهيد چه روزگار كه بمعنى محدث حوادث و موقع وقايع است خدا است نه دهر . پس فاعل آن را دشنام مدهيد ، و نيز در صفت اين منكران و ملحدان ميفرمايد كه : 25 - * ( وَإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ ) * و چون خوانده شود بر ايشان * ( آياتُنا ) * آيتهاى كتاب ما * ( بَيِّناتٍ ) * در حالتى كه واضحة الدلالتست بر آنچه مخالف معتقد ايشانست يا مبين آن ( 1 ) مثل آيه قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ و إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى * ( ما كانَ حُجَّتَهُمْ ) * نباشد دليل و برهان ايشان در مقابل آن * ( إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتُوا ) * مگر آنكه گويند بياريد * ( بِآبائِنا ) * پدران ما را يعنى از خدا درخواهيد تا زنده گرداند ايشان را * ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * اگر هستيد راستگويان در آنكه خدا معيد امواتست و باعث ايشان در آن جهان و شبهه اى نيست در آنكه صدور اين كلام از ايشان از روى جهالت بود زيرا كه احياى موعود موقت است بوقت خاص كه دار الجزاء است پس اگر بوقت اقتراح كه دار تكليف است تحقق نيابد منافى آن نخواهد بود و ديگر آنكه عدم احياى ايشان در دنيا به جهت آنست كه استدعاى مشركان در اين باب بر وجه تعنت و اقتراح بود نه از روى طلب رشد و تسميه مقاله ايشان بحجت و برهان بر وجه تهكم است ، و يا بنا بر حسبان ايشان . و بدانكه چون كفار انكار بعث و تكذيب رسول نمودند و پنداشتند كه بقول ائْتُوا بِآبائِنا تبكيت او نمودند حق سبحانه رد الزام نمود بر ايشان بقوله : 26 - * ( قُلِ اللَّه يُحْيِيكُمْ ) * بگو اى محمّد در جواب ايشان كه خداى زنده ميسازد شما را در ارحام امهات چه غير او بر آن قدرت ندارند * ( ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ) * پس ميميراند شما را در دنيا نزد انقضاى آجال * ( ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ ) * پس جمع كند شما را در قبور * ( إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ) * تا روز رستخيز * ( لا رَيْبَ فِيه ) * كه هيچ شك و شبهه اى نيست در آمدن آن به جهت قيام حجت بر آن پس شما را در آن روز مبعوث سازد ، يعني چون كه شما نظر بحجت كرده و تأمل و تفكر نموده مقريد به آنكه حق تعالى است كه زنده ميگرداند شما را و ميميراند پس بر شما لازم است كه اعتراف نمائيد و تصديق
هامش
( 1 ) حقتعالى در آيات عديده براهين و دلائل قطعيه اقامه فرموده است براى اثبات الوهيت و وحدانيت خود و اثبات عالم بعث و آخرت ولى ابنان بمفاد * ( وَما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ ) * الاية هيچ حجت و برهانى بر مدعاى خويش نداشتند مگر آنكه سخن سست و بيهوده اى را دست آويز نمودند و گمان ميكردند حجتى آورده‌اند و آن اين بود كه بياوريد و زنده گردانيد پدران ما را اگر راست مىگوييد و سخافت و سستى اين گفتار بديهيست .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 302 | الملا فتح الله الكاشاني