تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
كه شما نيز بقيامت گمانى داريد و متيقن نيستيد در آن هم چنان كه ما را نيز در آن يقينى نيست . 33 - * ( وَبَدا لَهُمْ ) * و ظاهر شود مر ايشان را * ( سَيِّئاتُ ما عَمِلُوا ) * بديهاى آنچه كرده باشند در دنيا يعنى در آخرت بقبح عمل خود معرفت پيدا كنند و وخامت عاقبت خود معاينه نمايند ، و ميتواند بود كه در كلام مضافى محذوف باشد يعنى جزاء سيئات ما عملوا يا آنكه * ( سَيِّئاتُ ) * بمعنى عقوبات باشد و اين هنگام تسميهء آن بسيئات يا از قبيل جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها باشد و يا به اعتبار تنفر كفار از آن * ( وَحاقَ بِهِمْ ) * و فرود آيد بر ايشان * ( ما كانُوا بِه ) * جزاى آنچه بودند كه به آن * ( يَسْتَهْزِؤُنَ ) * استهزاء ميكردند از عقوبات قيامت . الجزء السادس و العشرون من الاجزء الثلاثين 34 - * ( وَقِيلَ ) * و گفته شود يعنى خداى بواسطهء ملايكه مر ايشان را گويد * ( الْيَوْمَ نَنْساكُمْ ) * امروز فراموش كنيم يعنى واگذاريم شما را در آتش و ياد نياريم از قبيل چيزى كه فراموش كنند و هرگز به ياد نيارند * ( كَما نَسِيتُمْ ) * هم چنان كه فراموش كرديد شما يعنى به ياد نياورديد * ( لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا ) * ديدن اين روز خود را و براى آن مستعد و مهيا نشديد اضافهء لقاء بيوم اضافه مصدر است بظرف از قبيل اضافه مكر الليل و النهار يعنى در خاطر خود نياورديد ديدن جزاى عمل خود را در اينروز * ( وَمَأْواكُمُ النَّارُ ) * و جايگاه شما آتش است * ( وَما لَكُمْ ) * و نيست مر شما را در آن روز * ( مِنْ ناصِرِينَ ) * از يارى كنندگان و مدد نمايندگان در دفع عذاب و عقاب از شما . 35 - * ( ذلِكُمْ ) * آنعذاب بيشمار * ( بِأَنَّكُمُ ) * بسبب آنست كه شما * ( اتَّخَذْتُمْ آياتِ اللَّه ) * فرا گرفتيد آيتهاى كتاب خداى را يا دلايل قدرت او را * ( هُزُواً ) * مهزو به يعنى چيزى كه به آن افسوس كنند و استهزاء نمايند * ( وَغَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ) * و فريفته گردانيد شما را زندگانى دنيا يعنى بحياة فانى فريب خورده از حيات باقى غافل شديد * ( فَالْيَوْمَ ) * پس امروز * ( لا يُخْرَجُونَ ) * بيرون آورده نشويد * ( مِنْها ) * از آتش دوزخ * ( وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ) * و نه ايشان طلب كرده شوند از عتبى يعنى از ايشان طلب چيزى نكنند كه موجب رضاى پروردگار باشد از كسب طاعت و عبادت تا موجب تخفيف عذاب ايشان شود زيرا كه آخرت سراى جزاست نه سراى تكليف ، و بعضى گويند كه * ( يُسْتَعْتَبُونَ ) * بمعنى لا يقبل منهم العتبى است يعنى از ايشان قبول عتبى نمىكنند كه آن طاعت و عبادتيست كه مستلزم رضاى حق تعالى باشد و چون تهديد عباد از روز معاد لطفى است از جانب حقتعالى كه مقرب عباد است بطاعت و مبعد ايشانست از معصيت پس آن موجب شكرگزارى و مستلزم ثنا خوانى حضرت بارى باشد و لهذا ميفرمايد كه :