تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
بر بيع بن خثيم داده و در روايت آمده كه فضيل بن عياض چون به اين آيه رسيد آن را تكرار ميكرد و ميگريست و با خود ميگفت اى فضيل كاشكى ميدانستى كه تو داخل كدام از اين در گروهى و بعد از انكار تساوى بيان علت عدم تسويه مىكند به اينكه . 22 - * ( وَخَلَقَ اللَّه السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ ) * و بيافريد خداى تعالى آسمانها و زمينها را براستى و درستى يعنى بعدل و دادگسترى و مقتضاى معدلت آنست كه ميان مسيء و محسن و موحد و مشرك تفاوت باشد و چون * ( بِالْحَقِّ ) * در معنى تعليل است از اينجهت قوله * ( وَلِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ ) * را بر آن معطوف گردانيده يعنى خداى تعالى آسمان و زمين را خلق نمود به جهت طريقهء حقه كه عدالتست نه به جهت عبث و بطالت و براى آنكه پاداش داده شود هر نفسى به آنچه كسب كرده از طاعت و معصيت ( 1 ) و احتمال دارد كه معطوف عليه * ( لِتُجْزى ) * محذوف باشد و تقدير اينكه و خلق اللَّه السموات و الارض بالحق ليدل بهما على قدرته ، و لتجزى ، يعنى آسمان و زمين را بيافريد براستى تا راه نمايد بندگان را بسبب آن بر قدرت خود تا جزا داده شود هر كسى موافق آنچه كسب آن كرده از نيك و بد * ( وَهُمْ ) * و ايشان يعنى عاملان خير و شر * ( لا يُظْلَمُونَ ) * ستم ديده نشوند ، يعنى نقص ثواب مطيعان و ازدياد عقاب عاصيان ننمايند ، بلكه هر يك را فراخور عمل خود جزاء دهند ، از سعيد جبير منقولست كه قريش عزى را كه آن سنگى سفيد بود پرستيدندى و عادت ايشان آن بودى كه اگر چيزى ديگر پيدا شدى كه بطبع ايشان ارغب بودى و در نظر ايشان احسن اول را گذاشتندى و بعبادت آن مشغول شدندى حق تعالى بر سبيل تعجب بپيغمبر خود گفت 23 - * ( أَ فَرَأَيْتَ ) * آيا نمىبينى * ( مَنِ اتَّخَذَ ) * آن كسى را كه فرا گرفت * ( إِلهَه هَواه ) * خدا خود را از روى نفس خود يعنى در اتخاذ معبود تابع هواى خود شدند نه تابع مقتضاى عقل كه حقيقت عبادتست از براى حق تعالى ، و مصداق اين تفسير است قرائت * ( إِلهَه هَواه ) * و از ابن عباس و حسن و قتاده مرويست كه * ( مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه ) * بمعنى من اتخذ دينه ما يهويه است ، يعنى آن كس كه فرا گرفت دين خود را آنچه نفس او آرزوى آن كند يعنى از پى هواى خود رفت و فرمانبردارى آن نمود هم چنان كه فرمان خداى برند پس متابعت هواى را بر متابعت خدا اختيار كرد به جهت عدم مخافت او از خداى و هر چه آرزوى آن نمود از امور منهيّه كه مشتهيات نفس است به آن اقدام نمود * ( وَأَضَلَّه اللَّه ) * و واگذاشت خداى آنجا حد معاند را در وادى ضلالت و نظر لطف از او باز گرفت
هامش
( 1 ) چون كلمهء بالحق در معنى تعليل است اى للحق بدين مناسبت * ( وَلِتُجْزى ) * را معطوف بر آن ميدانند و بنا بر اين مفاد آيه شريفه چنين است كه آفريد خداى تعالى آسمانها و زمينها را بسبب حق و عدل يعنى اظهار عدل و حكمت در تمام موجودات سماوى و ارضى تا همهء موجودات دلائل الوهيت و شواهد ربوبيت او باشند و براى آنكه جزا داده شود هر كس به آنچه كسب كرده از كفر و ايمان و طاعت و معصيت