تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
مصدق خدا و رسولاند و قوله سَواءً مَحْياهُمْ وَمَماتُهُمْ در حكم مفرد است كه بدل باشد از كَالَّذِينَ آمَنُوا كه مفعول دوم « نجعل » است چه آن متضمن معنى مماثلت است زيرا كه معنى آن انكار تساوى حيات و ممات مشركانست و معنى آنست كه آيا پنداشته‌اند اهل اسائت كه ما گردانيده‌ايم ايشان را متساوى الحيات و الممات يعنى نه اينچنين است كه متساوى باشند در حيات و ممات چه در دنيا به صحت بدن وسعت رزق موسوماند و در آخرت بانواع عقوبت و نكال موصوفاند ، و نزد جماعتى سَواءً مَحْياهُمْ وَمَماتُهُمْ كلامى مستأنف است و معنى اينكه محياى مسيئين و ممات ايشان در كفر يكسانست و بر همين قياس محيا و ممات محسنين در ايمان مساويست يعنى هر كه بر ايمان ميرد بر ايمان زنده خواهد شد و هر كه بر كفر ميرد بر كفر مبعوث خواهد شد ، و گويند ضمير راجع بكفار است و معنى اينكه چون كفار در حيات بطاعت و عبادت قيام نمىنمايند پس زندگى ايشان مساوى مردنست چه مقصود از حيات طاعت است و اين از ايشان مسلوبست ، و حفص سَواءً را بنصب ميخواند بمعنى مستويا كه حال باشد و مَحْياهُمْ وَمَماتُهُمْ مرفوع المحل كه فاعل آن بود و ذو الحال ضمير آمَنُوا و بنا بر اين ضمير جمع راجع باهل ايمان باشد يعنى نگردانيده‌ايم كفار را مثل كسانى كه ايمان آورده‌اند در حالتى كه مساويست حيات و ممات ايشان يعنى عمل ايشان در حالت زندگى كه طاعت است مماثل جزاى ايشانست در وقت مردگى كه آن ثوابست و رسيدن بدرجهء اعلى و مرتبه عظمى و كفار در دنيا مشغول معصيتاند و در عقبى معذب بانواع عقوبات پس چگونه ايشان را در حيات و ممات مانند مؤمنان گردانيده باشيم ، و بعضى گفته‌اند كه معنى آيه آنست كه مساوى نيستند مشركان و مؤمنان در ممات هم چنان كه مساوىاند در حيات زيرا كه مسيء و محسن محياى ايشان در رزق و صحت مساوى است و در ممات مفارق چه اول مستوجب جنتست و دوم مستحق عقوبت و بعضى گويند كه مراد بمحيا بعد از بعث است و ممات نزد احتضار ملائكه بقبض روح يعنى زندگى آخرت كفار و اهل ايمان و مردن ايشان مساوى نيستند چه وقت مرگ ملائكه منذر مشركانند و مبشر مؤمنان و در آخرت مآل كفار نار است و مرجع اهل ايمان قرب پروردگار ساءَ ما يَحْكُمُونَ بد حكميست كه ايشان ميكنند در تسويهء حال خود بمؤمنان و مماثله نتيجه كفر و ايمان چه نتيجهء كفر مغلوبيت است در دنيا بدست اهل ايمان و مقهوريت ايشان در عقبى به آتش نيران و ثمرهء ايمان غالبيت و نصرت ايشان در اينجهان بر مشركان و فوز و نجات ايشان در آن جهان و استقرار در روضه جنان ، آورده‌اند كه تميم دارى شبى در مقام ابراهيم على نبينا و عليه السّلام نماز ميگذارد چون به اين آيه رسيد تكرار ميكرد و ميگريست و از اين در نگذشت تا روز شد ، و بشر بن ابى طعمه اينحال را نسبت