الحسين شيء عظيم ) واى بر شما كشتن حسين كارى بزرگ است وى فرزند خاتم پيغمبرانست و پسر وصى رسول آخر الزمان پنجم آل عبا و نور ديدهء فاطمهء زهراء بدان خدايى كه جان كعب بدست او است كه خواندهام آن روز كه وى را بكشند گروهى از فرشتگان بر سر قبر وى بايستند و ميگريند تا قيامت كه هرگز از گريه باز نايستند و هر شب آدينه هفتاد هزار فرشته فرود آيند و بر سر قبر وى زارى كنند و چون بامداد شود بصوامع طاعات خود باز روند .
القصه چون فرعونيان را بر روى زمين عمل نيكو نبود تا بر آسمان رود نه آسمان بر فوت ايشان گريه كرده و نه زمين * ( وَما كانُوا ) * و نبودند * ( مُنْظَرِينَ ) * مهلت داده شدگان از وقتى بوقتى ديگر ، چون محل نزول عذاب در رسيد اصلا توقفى و اهمالى در آن واقع نشد بلكه فى الحال مستأصل شد .
30 -
* ( وَلَقَدْ نَجَّيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ ) * و بتحقيق كه برهانيديم بنى اسرائيل را * ( مِنَ الْعَذابِ الْمُهِينِ ) * از عذاب خواركننده كه بر ايشان واقع شده بود .
31 - * ( مِنْ فِرْعَوْنَ ) * از جانب فرعون و آن دلبندگى ايشان بود و قتل ابناء و استخدام نساء و تكليف مشاق اعمال بر همهء آنها و ميتواند بود كه اين جار و مجرور بدل باشد از جار و مجرور اول يعنى نجات داديم بنى اسرائيل را از دست فرعون * ( إِنَّه كانَ ) * بدرستى كه فرعون بود * ( عالِياً ) * سركشنده و خود را بلند سازنده * ( مِنَ الْمُسْرِفِينَ ) * از جمله از حد درگذشتگان در كفر و طغيان و عتو و عصيان ، و اين خبر بعد از خبر * ( كانَ ) * است و احتمال دارد كه حال باشد از ضمير * ( عالِياً ) * يعنى فرعون رفيع الطبقه بود و فائق المرتبه در حالتى كه در ميان مسرفان قوم خود بود .
32 - * ( وَلَقَدِ اخْتَرْناهُمْ ) * و بدرستى كه برگزيديم موسى و مؤمنان بنى اسرائيل را * ( عَلى عِلْمٍ ) * در حالتى كه بر دانش بوديم از ايشان يعنى عالم بوديم به اينكه بنى اسرائيل استحقاق آن دارند كه ايشان را برگزينيم * ( عَلَى الْعالَمِينَ ) * بر عالميان زمان ايشان چه اكثر انبياء در ميان ايشان بودند و مع هذا عالم جميع مردمان زمان خود بودند .
33 - * ( وَآتَيْناهُمْ ) * و داديم ايشان را * ( مِنَ الآياتِ ) * از نشانهاى قدرت خود * ( ما فِيه بَلؤُا مُبِينٌ ) * آنچه در آن نعمتى آشكارا بود چون فلق بحر و تظليل غمام و انزال من و سلوى و تخليص ايشان از دست فرعون ، و تسميهء نعمت ببلا جهت آزمايش حقتعالى است بندگان را به آن هم چنان كه امتحان ايشان مينمايد بمصايب و نوايب دوران ، و گويند كه معنى آنست كه داديم بايشان آن چيزى كه در او اختيارى ظاهر بود از امور مذكوره تا ببينيم كه چه ميكنند به آن و از عناد و انقياد و شكرگزارى و ناسپاسى كدام بر وى كار ميآرند ، و بدان چون اول سوره در بيان احوال قريش بود و ايراد قصهء فرعون
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 282
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٨٢