تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
كوهى از كوه هاى يمن بود كه چون دو كس را با يكديگر دعوى بودى به آن آتش در آمدندى آنكه مبطل بودى بسوختى و آنكه محق بودى بوى آفتى نرسيدى . القصه احبار با مصاحف خود باندرون آتش رفتند و بسلامت بيرون آمدند و كشيشان در آن داخل شدند و بسوختند ، و نزد ارباب سير بثبوت پيوسته كه تبع نامه اى نوشت به حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم و بشامول يهودى سپرد كه اگر زنده بماند بخاتم انبياء صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم رساند و الا به اولاد خود سپرده وصيت نمايد كه بعرض رسانند فرزند بيست و يكم از نسل شامول كه ابو - ايوب انصارى بود آن نامه را بموقف عرض رسانيد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم سه نوبت فرمود كه مرحبا بالاخ الصالح و از بعضى علماء منقولست كه ابو اسعد حميرى كه از تبايعه بود ايمان بپيغمبر آورده بود قبل از بعثت به هفتصد سال ، و در بعضي ديگر از كتب تواريخ آورده‌اند كه مدت هزار و پنجاه و سه سال قبل از هجرت كه هزار و چهل سال پيش از بعثت بوده باشد به حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم ايمان آورده بود ، القصه حق سبحانه بعد از تهديد كفار قريش باستيصال قوم تبع بسبب عتو و عناد و انكار معاد بيان صحت وقوع حشر مىكند به اينكه : 38 - * ( وَما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * و نيافريديم آسمان و زمين را * ( وَما بَيْنَهُما ) * و آنچه در ميان آنها است * ( لاعِبِينَ ) * در حالتى كه بازىكنان باشيم يعنى آن را بر وجه حكمت و مصلحت آفريديم نه ببازى و هر گاه كه همهء مخلوقات را بوجه حكمت و مصلحت از كتم عدم بصحراى وجود آورده باشيم پس چگونه ايشان را مهمل و معطل گذاريم بدون ثواب و عقاب در روز جزاء . 39 - * ( ما خَلَقْناهُما ) * ما نيافريده‌ايم آسمان و زمين را * ( إِلَّا بِالْحَقِّ ) * مگر بسبب حق كه آن چيزيست كه داعى خلق ايشانست از مثوبت بر طاعت و عقوبت بر معصيت و امتحان بامر و نهى و تميز ميان محسن و مسيء ايشان كقوله تعالى لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا - الآية * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ ) * و لكن بيشتر مردمان بسبب عدول نمودن از نظر و تأمل در خلق اشياء * ( لا يَعْلَمُونَ ) * نمىدانند كه فعل حكيم معرى از حكمت و مصلحت نيست . 40 - * ( إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ ) * بدرستى كه روز جدا شدن حق از باطل يا محق از مبطل بسبب اختلاف سزاء و جزاء * ( مِيقاتُهُمْ أَجْمَعِينَ ) * هنگام جمع شدن آدميانست در حالتى كه همه مجتمع باشند در آن . 41 - * ( يَوْمَ لا يُغْنِي ) * اين بدل است از يوم الفصل يعنى روزى كه دفع نكند * ( مَوْلًى ) * هيچ دوستى و خويشى * ( عَنْ مَوْلًى ) * از دوست و خويش خود * ( شَيْئاً ) * چيزى را از عذاب و چون
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 285 | الملا فتح الله الكاشاني