تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
كفر خود ثابتقدم شوند پس بايشان گوئيم كه * ( إِنَّكُمْ عائِدُونَ ) * بدرستى كه شما رجوع كنندگانيد از اين عذاب حقير به عذاب كبير كه عذاب جهنم است ، پس به جهت زيادتى تهديد ايشان ميگويد كه ما انتقام كشيم از ايشان . 16 - * ( يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى ) * در روزى كه بگيريم آنها را گرفتن بزرگ به عذاب آتشى يعنى در روز قيامت * ( إِنَّا مُنْتَقِمُونَ ) * بدرستى كه ما امروز انتقام كشنده‌ايم از ايشان و بقول اول معنى آنست كه چون حق سبحانه قحط و جوع را از ايشان رفع نمود ايشان وعده خود را كأن لم يكن انگاشتند و در كفر خود اصرار نمودند حق سبحانه اين آيه فرستاد كه چگونه و بچه نوع مر ايشان را تذكر و اتعاظ باشد به اين عذاب قحط و مجاعت و حال آنكه پيغمبر بايشان آمد و انواع معجزات بايشان نمود و ايشان اصلا در آن نظر ناكرده از ايمان آوردن به او اباء نمودند و گفتند كه معلمى به او تعليم قرآن ميدهد و جماعتى ديگر او را نسبت بجنون دادند و ما با وجود اينهمه در زمان اندك كه زمان بقاياى اعمار ايشان بود به آثار روز بدر كشف عذاب از ايشان نموديم و ايشان باز بر سر كفر خود رفتند ، پس از غيبت بخطاب التفات نموده بر سبيل تهديد ميفرمايد كه إِنَّكُمْ عائِدُونَ بدرستى كه شما باز گردندگانيد بكفر و تكذيب خود ، ياد كنيد آن روز را كه بگيريم شما را گرفتنى سخت بتحقيق كه ما انتقام كشنده‌ايم از شما در آن روز ، مراد روز بدر است و ميتواند بود كه روز قيامت باشد ، و چون حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم بسبب اصرار و كفر و عناد مشركان مكه غبار اندوه بر خاطر مبارك او مينشست حق سبحانه به جهت تسليهء خاطر آن حضرت حكايت موسى عليه السّلام و اذيت و جفاى او از فرعونيان و هلاكت و غرق ايشان به جهت آن عناد و طغيان به ياد او ميدهد و ميگويد كه : 17 - * ( وَلَقَدْ فَتَنَّا ) * و بدرستى كه ما در فتنه انداختيم * ( قَبْلَهُمْ ) * پيش از كفار قريش * ( قَوْمَ فِرْعَوْنَ ) * قبطيان را كه قوم فرعون بودند يعنى ايشان را امتحان كرديم بامهال و توسيع ارزاق و ايشان ياد منعم حقيقى نكرده در طغيان و كفران افزودند و بنى اسرائيل را بذلّ بندگى گرفتار كردند و ايشان را بر كارهاى سخت داشتند * ( وَجاءَهُمْ ) * و آمد بديشان * ( رَسُولٌ كَرِيمٌ ) * پيغمبرى بزرگوار يعنى موسى كليم على نبينا و عليه السلام كه عظيم الشأن بود نزد خداى تعالى بسبب طاعت و عبادت يا شريف و بزرگوار نزد بنى اسرائيل كه قوم او بودند يا خداوند شرف نسب و فضل حسب و اخلاق حسنه و افعال مرضيه چه عادت الهى جاريست به اينكه شخصى كه از كبار و كرام قوم باشد بر ايشان مبعوث سازد و بر هر تقدير موسى بديشان آمد و گفت : 18 - * ( أَنْ أَدُّوا ) * آنكه برسانيد يعنى بفرستيد * ( إِلَيَّ ) * بسوى من * ( عِبادَ اللَّه ) * بندگان خدا را يعنى بنى اسرائيل را كه بدام عذاب و تسخير شما گرفتارند ، و بعضى گفته‌اند كه * ( عِبادَ اللَّه ) * منصوب