تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
در اين شب هر امرى يا صادر گشته همه آن امر از نزد ما به جهت آنكه شأن ما آنست كه فرو فرستيم رحمت خود را بر خلقان و شبهه نيست در آنكه همهء امر الهى از قسمت ارزاق و ساير اوامر و نواهى و غير آن از باب رحمت است چه غرض از آن تكليف عباد است و تعريض ايشان بمنافع ، و بعضى ديگر از مفسران معنى آيه را بر اينوجه تنزيل نموده‌اند كه ما ارسال كننده‌ايم تو را كه محمّدى به جهت بخشايشى از پروردگار تو بر بندگان كما قال وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ يا فرستاده‌ايم جميع پيغمبران را بامم خود يا ملائكه را در اين شب بسلام مؤمنان * ( إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ ) * بدرستى كه خدا شنوا است دعاى بندگان را يا جميع كلمات ايشان را * ( الْعَلِيمُ ) * دانا بمصالح ايشان يا به همه نيات ايشان ، ايراد اينكلام به جهت تحقيق ربوبيت است و اشعار بر آنكه ربوبيت ثابت نميشود مگر بصفات كمال ، و قوله : 7 - * ( رَبِّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * بدل رَبِّكَ است يعنى آن بخشايش از جانب پروردگار آسمانها و زمينها است * ( وَما بَيْنَهُما ) * و آنچه ميان آنها است * ( إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ ) * اگر هستيد يقين كنندگان و تحقيق نمايندگان علوم ، پس عالم خواهيد بود بربوبيت و يا اگر طالب يقينيد پس بدانيد ربوبيت و خالقيت او را ، يا اگر موقنيد در اقرار خود هر گاه كه مسئول شويد از خالق آسمان و زمين پس اين هنگام علم خواهيد داشت بحقيت قول مذكور كه آن ربوبيت آن خدائيست كه متصف است به اينكه : 8 - * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * نيست هيچ معبودى كه مستحق پرستش باشد مگر او * ( يُحْيِي ) * زنده ميگرداند بعد از موت * ( وَيُمِيتُ ) * و مىميراند بعد از حيات * ( رَبُّكُمْ ) * پروردگار شما است * ( وَرَبُّ آبائِكُمُ الأَوَّلِينَ ) * و پروردگار پدران نخستين شما ، چون كفار بربوبيت او سبحانه مقر بودند و بعلم او سبحانه به همه اشياء و بارسال جميع رسل و كتب اعتراف نميكردند و آن مستلزم عدم تيقن ايشان است بربوبيت او از اينجهت نفى يقين ايشان در اين باب نموده ميگويد كه : 9 - * ( بَلْ هُمْ ) * بلكه ايشان * ( فِي شَكٍّ ) * در شك و شبهه‌اند در آنچه ما به آن خبر داديم * ( يَلْعَبُونَ ) * بازى و استهزاء ميكنند به آن يعنى اقرار ايشان از سر علم و يقين و از روى جد و حقيقت نيست بلكه مخلوط است بهزل و لعب يا مشتغلند به دنيا و احوال آن و به جهت اين در اين امر تأمل نمىنمايند ، و چون به نصيحت و موعظت و دلايل و حجت به راه راست نمىآيند . 10 - * ( فَارْتَقِبْ ) * پس انتظار كش براى ايشان * ( يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ ) * روزى را كه بياورد آسمان * ( بِدُخانٍ مُبِينٍ ) * دودى ظاهر و هويدا را . 11 - * ( يَغْشَى النَّاسَ ) * كه فرا گيرد و احاطه نمايد همهء مردمان را و ايشان چون مشاهده شدت آن كنند گويند كه * ( هذا عَذابٌ أَلِيمٌ ) * اينست عذابى دردناك كه خداى تعالى بر ما گماشته