تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
قوم او پس از جهت تسليه و تطييب قلب آن حضرت حكايت قوم موسى و تكذيب او را بيان مىكند و ميگويد كه بدرستى كه ما فرستاديم موسى را * ( بِآياتِنا ) * با معجزات خود كه علامات روشن بودند بر صحت نبوت او * ( إِلى فِرْعَوْنَ وَمَلَائِه ) * بسوى فرعون و اشراف قوم او ، تخصيص اشراف بذكر با آنكه به غير ايشان نيز مبعوث بود به جهت تبعيت ما عداست بايشان * ( فَقالَ ) * پس گفت موسى عليه السّلام مر ايشان را * ( إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ ) * بدرستى كه من رسول رب عالميانم : 47 - * ( فَلَمَّا جاءَهُمْ بِآياتِنا ) * پس آن هنگام كه آورد بايشان نشانهاى ما را چون عصا و يد بيضا و طوفان و جراد و قمل و ضفادع و خون و غير آن أَذاهُمْ آن وقت ايشان * ( مِنْها يَضْحَكُونَ ) * از آن مىخنديدند يعنى در اول حال كه مشاهدهء آن كردند بىآنكه تأمّل در آن كنند باستهزاء و سخريت آن مشغول شدند ، و بدانكه چون فعل مفاجات كه عاملست در اذا مقدر است و تقدير كلام اين كه فلما جاءهم بآياتنا فاجاؤا وقت ضحكهم منها پس اذا مفاجات در جواب * ( فَلَمَّا ) * واقع نشده باشد : 48 - * ( وَما نُرِيهِمْ ) * و ما نمىنموديم ايشان را بر سبيل تعاقب و ترادف * ( مِنْ آيَةٍ ) * هيچ معجزه اى كه نشان صحت نبوت موسى باشد از طوفان و جراد و قمل و ضفادع و دم و طمس * ( إِلَّا هِيَ ) * مگر آنكه آن * ( أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِها ) * بزرگتر بود از مانند آن كه پيش از او نموده بوديم يعنى مكر كه مختص بوده بنوعى از اعجاز كه به آن اعتبار مفضل بود بر اخت خود كه پيش از آن واقع شده بود ، و در كشاف آورده كه مراد آنست كه هر يك از آيات تسع از يكديگر اكبر بودند و در اقصى درجات اعجاز و اگر چه اين مستلزم فاضليت و مفضوليت هر يك از آنها است اما موجب تناقض نمىشود زيرا كه غرض از اينكلام آنست كه آيات تسع موصوف بودند با كبريت يعنى در فضل و كبر بر وجهى قريب يكديگر بودند كه مردمان در تفضيل هر يك از آنها مختلف الرأى بودند ، يعنى بعضى تفضيل آيهء طوفان بر جراد مينمودند و بعضى به عكس و برخى ضفادع را اكبر از غير آن مىدانستند و بعضى آيتى ديگر و على هذا القياس پس مراد وصف كل است بكل از قبيل رأيت رجالا بعضهم أفضل من بعض كه مراد افضليت هر يك از آنها است بر ديگرى ، پس بيان علت اراده آيات مىكند و مىگويد كه * ( وَأَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ ) * و گرفتيم ايشان را به عذاب قحط و جراد و ضفادع و غير آن * ( لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ) * تا شايد كه بگروند ، يعنى باراده آنكه رجوع كنند از ملت باطله كه موصلست بهاويه و باز آيند بدين حق كه مرقات درجات عاليه است و مراد بتعلق ارادهء او سبحانه بفعل غير امر او است به آن و طلب ايجاد آن از روى اختيار نه بر وجه قسر و اضطرار القصه چون ايشان دانستند كه آن آيات عين عذاب ايشان است در مقام استغاثه درآمده :