اين جهت فرعون بعد از اظهار شوكت و حشمت خود و وصف موسى بمذلت و حقارت و قلت اعضاء و انصار با قوم خود گفت كه اگر موسى راست ميگويد كه از نزد خداى بسيادت و رياست قوم نامزد شده .
53 - * ( فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْه ) * پس چرا افكنده نشد بر او * ( أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ ) * دستوانها از زر و سيم يعنى چرا خدا او را دستوانه زرين نداد * ( أَوْ جاءَ ) * يا چرا نيامدهاند * ( مَعَه الْمَلائِكَةُ ) * با او فرشتگان * ( مُقْتَرِنِينَ ) * در حالتى كه پيوستگان باشند به او براى اعانت او چه هر پادشاهى كه ايلچى بجايى مىفرستد جمعى را از خواصّ خدم به خدمت او نامزد مىكند تا معاون و مصدق او باشند پس چگونه جايز باشد كه خداى تعالى مردى درويش را بىيار و مددكار برسالت فرستد ؟
54 - * ( فَاسْتَخَفَّ ) * پس سبك عقل يافت فرعون به اين مقدمات واهيه و تسويلات ركيكه و تخيلات فاسده * ( قَوْمَه ) * گروه خود را در اطاعت خود يا طلب خفت و لينت كرد از ايشان در مطاوعت كردن و منقاد شدن به او * ( فَأَطاعُوه ) * پس فرمان بردند او را و از متابعت موسى عليه السّلام بالكليه روى بر تافتند * ( إِنَّهُمْ كانُوا ) * بدرستى كه ايشان يعنى قبطيان بودند * ( قَوْماً فاسِقِينَ ) * گروهى بيرون رفتگان از دايرهء عبوديت خداى و فرمانبردارى او بلكه خارج از طريق عقل كه بسبب مال فانى فرعون را بر موسى ترجيح داده تبعيت او اختيار كردند .
55 - * ( فَلَمَّا آسَفُونا ) * پس آن هنگام كه بسيار غضبناك و خشمناك ساختند ما را بافراط نمودن در عناد و عصيان و اسراف كردن در مكابره و طغيان * ( انْتَقَمْنا مِنْهُمْ ) * كينه كشيديم از ايشان از براى اولياى خود ، مراد بغضب و رضاى خداى ارادهء تعذيب مجرمان است و اثابهء مطيعان ، و بعضى گفتهاند كه چون اسف بمعنى حزن است و آن بر خداى جايز نيست پس مراد به * ( آسَفُونا ) * آسفوا رسلنا است بر حذف مضاف يعنى چون خشمناك ساختند رسولان ما را ما انتقام كشيديم از ايشان * ( فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ ) * پس غرق ساختيم همهء ايشان را در دريا .
56 - * ( فَجَعَلْناهُمْ ) * پس گردانيديم ايشان را * ( سَلَفاً ) * قدوهء كافرانى كه بعد از ايشان بوجود آيند يعنى ايشان را پيشرو مشركان آينده گردانيديم تا اقتداء بايشان كنند در استحقاق مثل عقاب ايشان ، قتاده گفته كه مراد آن است كه ايشان را پيشرو دوزخيان ساختيم * ( وَمَثَلًا لِلآخِرِينَ ) * و گردانيديم ايشان را مثلى ساير و جارى براى پسينيان تا آن را باز گويند و از قصهء عجيبه ايشان عبرت گيرند و پندپذير شوند ، و از آن جمله نظر كنند در آنكه هر كه به چيزى تفاخر كند سبب هلاكت او همان باشد چه فرعون به آب نيل فخر كرد به همان آب غرق شد ، آوردهاند كه چون حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم آيه إِنَّكُمْ وَما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه حَصَبُ جَهَنَّمَ بر قريش خواند ايشان بسيار در غضب شدند عبد اللَّه بن زبعرى گفت اى محمّد اين مخصوص ما و آلههء ما است يا جميع امم در اين حكم شريكند
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٥٤