تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
* ( آلِهَةً يُعْبَدُونَ ) * خدايان كه پرستيده شوند از اوثان و غير آن اين تفسير موافق قول اكثر مفسران است و مؤيد اين است آنچه در مصحف عبد اللَّه مسعود نوشته ( و اسئل الذين أرسلنا اليهم قبلك رسلنا ) و خلاصه كلام آنست كه از ايشان بپرس كه هيچ امر كرده‌ام بعبادت بتان و در هيچ ملتى از ملل ايشان پرستش كسى بدون خداى مقرر بوده ، مراد از اين استشهاد است باجماع جميع انبياء بر توحيد ، و صاحب كشاف آورده كه چون سؤال آن حضرت از رسل محالست پس آن بر سبيل مجاز است نه بر وجه حقيقت و مراد به آن نظر كردن است در اديان ايشان و تفحص از امر بعبادت اوثان در ملتى از ملل ايشان و آن حضرت را كافيست در اين مدعى نظر كردن در كتاب خدا كه متصف باعجاز است و مصدق كتب سابقه و متضمن اخبار خداى تعالى بعبادت اوثان بدون حجت و برهان كما قال وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ما لَمْ يُنَزِّلْ بِه سُلْطاناً و فراء گفته كه چون اهل كتاب خبر از كتب رسل ميدادند پس سؤال كردن از ايشان نازل منزلهء سؤال انبياء باشد ، و زهرى و سعيد بن جبير و ابن زيد گفته‌اند كه چون در شب معراج رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم را به آسمان بردند جميع رسل جمع شدند و در پس آن حضرت نماز گذاردند حق سبحانه اين آيه فرستاد و گفت بپرس از اين رسولان كه پيش از تو فرستاده بوديم كه من هيچ كس را امر كرده بودم بعبادت خدايانى كه غير از من باشند و حضرت چون كه اعلم ايشان بود از ايشان اين سؤال نكرد ، و چنان كه در بعضى آثار آمده كه جبرئيل از ميكائيل پرسيد كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم از انبياء اين سؤال كرد ميكائيل فرمود كه يقين او از آن كاملتر و ايمان او از آن محكمتر است كه اين سؤال كند پس در اين صورت امر بر سبيل اباحت باشد نه وجوب و سنت ، محمد بن اسحق روايت كند از ابو اسحاق احمد بن محمد ثعلبى كه امام اصحاب حديث است و از رؤساى اهل سنت كه ابن عباس و عبد اللَّه مسعود از رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت كردند كه چون شب معراج مرا به آسمان بردند و انبياء عليهم السّلام را جمع كردند و من با ايشان بنشستم فرشته اى آمد كه حضرت عزت ميفرمايد كه از اين پيغمبران بپرس كه ايشان را بچه چيز فرستاده‌اند رسول خطاب كرد بايشان كه على ما بعثتم شما بر چه چيز مبعوث شديد گفتند على ولايتك و ولايته على بن ابى طالب ما را بدوستى تو و دوستى على عليه السلام فرستاده‌اند چه شما مولاى جميع اهل توحيديد و مقتداى همهء ايشان ، و چون اهل كتابين منتسب بموسى و عيسى عليهما السلام بودند از اينجهت بعد از سؤال از احوال رسل قصه ايشان را متصل ساخت به آن و فرمود : 46 - * ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى ) * و گويند كه قصه موسى در اينمقام به جهت مناقضه اينقولست كه لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ و استشهاد بدعوت موسى بتوحيد و اخلاص و بعضى ديگر در وجه اتصال گفته‌اند كه چون قبل از اين ذكر حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم بود و تكذيب
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 250 | الملا فتح الله الكاشاني